« حق شرط در كن?انسي?ن رفع تبعيض عليه زنان »
نم?نه هايي از تعارضات محت?ايي بين كن?انسي?ن ? ديدگاه اسلامتاكيدبر اجراي كن?انسي?نحق شرط در معاهدات بين المللي
حق تحفظ اسلامي ايران نسبت به كن?انسي?ننكات قابل ت?جه در شرط
نظر فقها در رابطه با الحاق به كن?انسي?ن رفع تبعيض عليه زنان

پيشنهادات
مقدمه:در آذر ماه 1380 هيأت د?لت جمه?ري اسلامي ايران ، الحاق به كن?انسي?ن « مح? كليه اشكال تبعيض عليه زنان » را بـا قرار دادن شر?طي تص?يب نم?د . [ ش?راي عالي انقلاب فرهنگي در سال 1376 در جلسه اي كه به رياست حجت الاسلام ? المسلمين خاتمي تشكيل شده ب?د به دليل ماهيت ?آثار فرهنگي ، با الحاق به اين معاهده ?ل? به ص?رت مشر?ط مخالفت كــرده ب?د] متن مص?به هيئت د?لت به اين شرح است :« الحاق جمه?ري اسلامي ايران به كن?انسي?ن » « مح? كليه اشكال تبعيضعليه زنان » من?ط به برقراري تحفظات ? شرايط زير نسبت به كن?انسي?ن مذك?ر ت?سط د?لت جمه?ري اسلامي ايران است :
الف : جمه?ري اسلامي ايران مفاد كن?انسي?ن مذك?ر را در م?اردي كه با شرع مقدس اسلام مغايرت نداشته باشد ، قابل اجرا مي داند .


ب : جمه?ري اسلامي ايران خ?د را م?ظف به اجراي بند يك ماده بيست ? نه اين كن?انسي?ن ، در خص?ص حل ? فصل اختلافات دا?ري ? يا ارجاع به دي?ان بين الملي دادگستري نمي داند .


اين كن?انسي?ن مشتمل بر يك مقدمه ? سي ماده مي باشد . مقص?د ماده ا?ل از عبارت « مح? تبعيض عليه زنان » مح? هر گ?نه تمايز ، استثناء يا محد?ديت بر اساس جنسيت مي باشد ? م?اد د?م تا شانزدهم بر تسا?ي زنان ? مردان در تمامي زمينه ها تأكيد فرا?ان دارد . لازم به ذكر است كه محت?اي اصلي اين كن?انسي?ن در م?اد يكم تا شانزدهم گنجانده شده است ? بيشترين حق شرط جمه?ري اسلامي ايران نيز بر م?اد ف?ق مي باشد ، زيرا اين م?اد شانزده – يك ، با بيش از بيست آيه قرآن كريم ، صدها مسأله فقهي ، قان?ن اساسي جمه?ري اسلامي ايران ، قان?ن مجازات اسلامي ? قان?ن كار جمه?ري اسلامي ايران آشكارا تعارض دارد .


مباني ? اص?ل كن?انسي?ن: ق?انين ? مقررات هر كش?ري تجلي ? مصداق مباني ? اص?ل حاكم بر آن جامعه مي باشد از آن جايي كه مباني فكري حاكم بر كش?رهاي غربي ? سازمان بين الملل مبتني بر ا?مانيسم ? ليبرال مي باشد ، تمام مقدمه ? م?اد كن?انسي?ن ، مبتني براين طرز تفكر است كه با مباني فكري ? اص?ل حاكم بر كش?رهاي اسلامي تفا?تي چشمگير دارد ، لذا ق?انين ? مقررات اين كش?رها با مفاد كن?انسي?ن مطابقتي ندارد .
تأكيد بر تسا?ي زنان با مردان ( نه تنظيم ر?ابط حق?قي عادلانه متناسب با ?اقعيات ? نيز حفظ ارزشهاي زنان با تأكيد بر رفع محر?ميت از زنان ) يكي از مباني فكري حاكم بر كن?انسي?ن مي باشد كه در اعلاميه حق?ق بشر نيز ?ج?د دارد ? به دليل بيگانگي آن با ارزشهاي ديني ، كش?رهاي اسلامي را بر آن داشت تا به تد?ين اعلاميه حق?ق بشر اسلامي اقدام نمايند .


نم?نه هايي از تعارضات محت?ايي بين كن?انسي?ن ? ديدگاه اسلام :1 – در مقدمه كن?انسي?ن آمده است : « با اعتقاد به اينكه اعلاميه جهاني حق?ق بشر ... اعلام مي دارد كه كليه افراد بشر ... مجاز به استفاده از كليه حق?ق ? آزاديها بد?ن هيچگ?نه تمايزي از جمله جنسيت مي باشند . » ? در ماده سه نيز بيان شده : « د?ل عض? ... كليه اقدامات لازم ... را ... به عمل مي آ?رند تا اجراي حق?ق بشر ? بهره مندي آنها از آزاديهاي اساسي بر مبناي مسا?ات با مردان تنظيم گردد . »
كش?رهاي اسلامي در اعتراض به تفسير آزاديهاي اساسي انسان در اعلاميه جهاني حق?ق بشر ، عن?ان داشتند كه : معتقد به آزادي انسان در محد?ده رعايت حق?ق مادي ? معن?ي ديگران ? حفظ كرامت خ?د ? ساير افراد ? جامعه انساني هستند . حال آنكه اعلاميه حق?ق بشر تنها محد?ده آزادي را حفظ حق?ق ? آزادي ديگران ? متناسب با خ?است مردم ( ? نه ا?امر الهي كه ضامن منفعت حقيقي افراد است ) مي داند .

محص?ل اين د? ديدگاه ، تفا?تهاي حق?قي متعددي است كه از آن جمله : به بند ب ، ماده شانزده « كن?انسي?ن مح? تبعيض عليه زنان » مي ت?ان اشاره نم?د كه قائل به «حق?ق مشابه در انتخاب آزادانه همسر » مي باشد . هر چند اسلام حق مشابه در انتخاب همسر را مي پذيرد ?لي انتخاب همسر را بدين مفه?م ، آزاد ندانسته بلكه مقيد به قي?دي نم?ده ، از جمله آنكه زنان ? مرداني كه داراي دين يكسان نيستند ، حق ازد?اج با يكديگر را ندارند ? اين امر به جهت حفظ كرامت فرد مؤمن ? نيز حق فرزند در برخ?رداري از تعاليم متكامل ?الدين مي باشد .


2 – در ماده چهارده كن?انسي?ن آمده است كه د?ل عض? متعهد مي ش?ند : « براي زنان ر?ستايي مسا?ي با مردان ر?ستايي امكان شركت در كليه فعاليتهاي جامعه » را فراهم سازد .

در ديدگاه اسلامي هر چند زنان تش?يق به مشاركت اجتماعي شده اند ?لي برخي فعاليتهاي مردان از آن منع شده اند . فعاليت اجتماعي كه مصلحت فرد يا جامعه نب?ده ? مخل به حق « زندگي در جامعه اي پاك از مفاسد اخلاقي » باشد ، ممن?ع است .


3 – در بند ج ماده سيزده كن?انسي?ن آمده است :« د?ل عض? ?ظيفه دارند اقدامات لازم جهت برخ?رداري يكسان زنان ? مردان را براي شركت در رشته هاي مختلف ?رزشي ? كليه زمينه هاي زندگي فرهنگي فراهم آ?رند .» ?لي مطابق اعلاميه حق?ق بشر اسلامي ، براي حفظ سلامت اخلاقي فرد ? جامعه برخي اشكال ? شي?ه هاي ?رزشي ? يا م?اردي از زمينه هاي زندگي فرهنگي منع شده است . مثلاً اختلاط در برخي ?رزشها همچ?ن شنا ? رقص كه محرك ? برانگيزاننده شه?ات جنسي است ? از جمله زمينه هاي زندگي فرهنگي به حساب مي آيد ، ممن?ع اعلام شده است .





4 – در بند ج ماده يازده كن?انسي?ن عن?ان شده « زنان مسا?ي با مردان حق انتخاب آزادانه حرفه ? پيشه را دارند » حال آنكه در ماده سيزدهم اعلاميه حق?ق بشر اسلامي عن?ان شده : «هر انساني آزادي انتخاب كار شايسته ( ? نه هر حرفه ? پيشه اي ) را دارد به گ?نه اي كه هم مصلحت خ?د ? هم مصلحت جامعه بر آ?رده ش?د » قابل ت?جه است كه در غرب ، ر?سپيگري ن?عي حرفه محس?ب مي گردد ? منع قان?ني ندارد ، حال آنكه در اسلام جرم محس?ب شده ? پيگرد قان?ني دارد .


5- براي بهب?د ?ضعيت زنان ، فقط احقاق حق?ق مادي آنان راهگشا نمي باشد ، زيرا زنان به جز منافع ز?د گذر دني?ي به منافع پايدار اخر?ي نيز نياز دارند ، دراعلاميه حق?ق بشر اسلامي آمده است: « براي تحقق ام?ري كه در شريعت جا?دان اسلامي نيز آمده است از جمله پاسداري از دين ، جان ، خرد ، نام?س ، مال ، نسل ? ديگر امتيازات چ?ن جامعيت ? ميانه ر?ي در كليه م?اضع ? احكام ؛ اين شريعت ، معن?يات ? ماديات را با هم در آميخت ? عقل ? قلب را هماهنگ ساخت ? ميان حق?ق ? ?ظايف م?ازنه به ?ج?د آ?رد ? بين حرمت فرد ? مصلحت عم?مي تلفيقاتي به ?ج?د آ?رد ? معيارهاي قسط را ميان طرفهاي ذيربط برقرار كرد تا اينكه نه طغياني باشد ? نه زياني . »

در مقدمه كن?انسي?ن ، نقش مادري زنان در زايمان آنان لحاظ شده ? تربيت ك?دكان ، مسئ?ليتي مشترك بين زن ، مرد ? جامعه ذكر شده است ، گر چه آيات ? ر?ايات اسلامي مسئ?ليت پدر ? جامعه را در رشد ? تربيت ك?دك ناديده نمي گيرد ، ?لي نقش مادران را چنان پر رنگ مي بيند كه زنان ب?اسطه مادري از حق?ق ?ي?ه برخ?ردار مي گردند ? به شرافتي نائل مي ش?ند كه بهشت در زير پاي آنان جاي مي گيرد .


6 – در ماده ده كن?انسي?ن ، بر لز?م ايجاد مسا?ات بين زنان ? مردان در امر آم?زش جهت بهره برداري از اين ابزار مناسب براي رفاه اقتصادي ? مادي تأكيد شده است . اما در مت?ن اسلامي علم نافع به « ن?ر » ، « ابزار هدايت » ? « بارقه الهي »

تعبير شده است . بنا بر اين در ديدگاه اسلام آم?زش ، هر چند آسايش مادي را ايجاد مي نمايد ، ?لي ارزش حقيقي آن بدان سبب است كه م?جب تعالي معن?ي افراد مي گردد .


7 – بند ح ماده ده ، ماده د?ازده ، بند ب ماده چهارده ? بند هــ ماده شانزده به م?ض?ع حق زن در پيشگيري از بارداري ? برنامه ريزي خان?اده پرداخته ?لي در كل كن?انسي?ن حتي يك بند از يك ماده هم به حق زن در برخ?رداري از عفت ، حياء ? صفاي باطني اشاره نكرده است آنچه كه قرآن در م?ارد متعدد از جمله در ماجراي حضرت مريم (س ) بر آن تأكيد دارد .

نكته قابل تأمل آنكه در م?اد مختلف كن?انسي?ن ?ظايف د?لتها را ايجاد شرايطي مي داند كه رفاه مادي زنان ? مردان در جامعه تأمين گردد ( زنان ? مردان جامعه خ?ب بخ?رند ، خ?ب بياشامند ? خ?ب لذت ببرند ) در حاليكه ت?جهي به حق معن?ي افراد جامعه نشده است. شانزده ماده كن?انسي?ن كه به بحث حق?ق زنان پرداخته ، 25 بار بر حق?ق زنان در اشتغال ? بهره ?ري كه همان رسيدن به رفاه اقتصادي مي باشد، تأكيد كرده است ، در حاليكه حتي در يك ماده نيز به حق?ق معن?ي ? اخلاقي زنان جامعه اشاره نكرده است .





8 – تفكر ا?مانيستي حاكم بر كن?انسي?ن منجر شده كه براستقلال فردي زن در كان?ن خان?اده شديداً تأكيد ش?د . حال آنكه در ديدگاه اسلام همزمان با حفظ حق?ق فردي اعضاي خان?اده ، ق?انين گسترده اي جهت پي?ند مستحكم اعضاء خان?اده ?ج?د دارد ، از جمله مي ت?ان اين ام?ر را بر شمرد : ?ج?ب پرداخت نفقه زن ? فرزندان ت?سط ش?هر ( همچنين زكاة فطرة ) ، ?ج?ب تمكين جنسي زن ، ?ظيفه مردان در حق همبستري زنان ( مبيت ? مضاجعت ) ، پرداخت مهريه به زن ، نقش خان?اده زن ? ش?هر در استحكام بنيان خان?اده ( حض?ر د? دا?ر از بستگان مرد ? زن هنگام اختلاف خان?ادگي ) ، حمايت پدردرازد?اج دختر ( لز?م رضايت پدر در ازد?اج دختر جهت رعايت مصلحت دختر ) ، رعايت احكام عده پس از جدايي از ش?هر ? ق?انين مرب?ط به رج?ع در عده طلاق رجعي ، ?ج?ب امر به معر?ف ? نهي از منكر در كان?ن خان?اده« ق?ا انفسكم ? اهليكم نارا » ?ج?ب احترام دختران از س?ي پدر ? مادر ، ?ج?ب احترام به مادران ، ?ج?ب پرداخت نفقه اقارب ، ديه عاقله در قتل غير عمد ، ?ج?ب صله رحم ? ...

م?ض?ع پي?ند اعضاي خان?اده در اسلام از چنان اهميتي برخ?ردار است كه حتي پس از مرگ فردي از خان?اده ، ساير اعضاء در تكفين ? تدفين ? نيز قضاي تكاليف ?اجب ا? ( پرداخت دي?ن ، قضاء نماز ، ر?زه ? حج ?اجب ) مسئ?لند .


9 – در مقدمه كن?انسي?ن بر« احترام به حق حاكميت ملي » ، تأكيد شده است . لازمه حق حاكميت ملي آن است كه تد?ين قان?ن بر مبناي اعتقادات مردم آن كش?ر باشد نه آنكه ديگران ق?انيني را ?ضع نمايند ? د?لتها بر اساس آن قان?ن اساسي خ?د را تغيير دهند . به يقين هيچ كش?ري در جهان هنگام تد?ين ق?انين داخلي قصد ظلم به زنان را ندارد . بلكه فقط تفا?ت در نگرش ها منجر به تد?ين ق?انين متفا?ت در مسئله زنان گرديده است لذا بايد پرسيد : آيا دليل م?جهي بر برتري كن?انسي?ن نسبت به ق?انين الهي در مسائل زنان ?ج?د دارد ؟! به چه دليل قان?ن الهي را كه برنقش مح?ري زن در خان?اده ? تربيت نسلي سالم ? صالح (با حفظ نقشهاي اجتماعي ) ? بر نقش اساسي مرد در ام?ر اقتصادي ? سرپرستي خان?اده ، تأكيد دارد ، الگ?ي مطل?ب به حساب نيا?رده ? تسا?ي زن ? مرد در تمامي نقشها را جايگزين آن كنيم ؟


10 – از آنجا كه ق?انين اجتماعي ، بر اساس نتايج تجربي ? مثبت پديده ها به ?ج?د مي آيند ، قان?ن مسا?ات كامل زنان با مردان ، بر حسب كدام تجربه مثبت شكل گرفته است ؟ در كش?رهايي كه ق?انين آنها در پي ايجاد اين مسا?ات ب?ده است ، نتايج تجربي اجراي اين ق?انين چيزي نيست كه ديگران را بت?ان به تبعيت از آن تش?يق نم?د . امر?زه غرب در اجراي الگ?ي تسا?ي كامل زنان با مردان شاهد خش?نت گسترده عليه زنان خص?صاً خش?نت جنسي در محل كار مي باشد . گسترش ر?زافز?ن انحلال خان?اده ها ، افزايش خان?اده هاي تك ?الديني ، كاهش ر?ز افز?ن ازد?اج ? گسترش ?سيع ر?ابط جنسي نامشر?ع ، سقط جنين هاي مكرر ، گسترش بزهكاري ج?انان ، پرخاشگري ك?دكان ، خلاء معن?يت شديد ، بحرانهاي ر?حي زنان ? تنهايي ? افسردگي ر?ز افز?ن زنان در ج?امع غربي نتيجه حاكميت الگ?ي مذك?ر است .





تأكيد بر اجراي كن?انسي?ن : كن?انسي?ن عليرغم ضعف ها ? كاستي هاي جدي در ام?ر مرب?ط به زنان ، بر اجرايي كردن م?اد آن تأكيد دارد ? به شدت پيگير ايجاد نظام ?احد جهاني براي جامعه زنان با هر فرهنگ ? آئيني مي باشد ، كه م?ارد تأكيد آن را مي ت?ان چنيــن برشمرد:

1 – ماده د? كه به گرفتن تعهد از د?ل عض? جهت اجراء نم?دن كن?انسي?ن اختصاص دارد به شرح ذيل مي باشد .

الف ) تغيير قان?ن اساسي ? ساير ق?انين كش?ر ؛

ب ) اتخاذ تدابير قان?ني از جمله اعمال تحريم ... ،

ج ) حمايت قان?ني از طريق مراجع ملي ذيصلاح ? ساير مؤسسات قضايي د?لتي ؛


2 – در ماده سه آمده د?ل عض? در تمام زمينه ها بالاخص زمينه هاي سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ? فرهنگي كليه اقدامات لازم از جمله ?ضع ق?انين را از راههاي ذيل بعمل آ?رند تا هدف كن?انسي?ن تضمين گردد .


الف ) تغيير الگ?ي اجتماعي ? فرهنگي ... ؛

ب ) حص?ل اطمينان از اينكه تربيت خان?اده ، ... را شامل گردد ؛

ج ) از بين بردن هر گ?نه مفه?م كليشه اي از نقش زنان ? مردان در كليه سط?ح ? اشكال مختلف آم?زشي ... ? ساير ان?اع ر?شهاي آم?زشي ... ? بالاخص از طريق تجديد نظر در كتب درسي ? ... ؛


3 – د?ل عض? م?افقت مي نمايند كه كليه قرار دادها ? ... كان لم يكن تلقي گردد ( تأكيد تا آنجا كه ق?انين سابق نيز ملغــي گردد) .

در هشت م?رد ديگر نيزبا لفظ« كليه » م?ارد ? در بخشهايي با الفاظ شبيه آن تأكيد فرا?ان بر گستردگي تح?لات ? سرعت در ايجاد تح?ل مي كند .

پس از اين همه تأكيد بر اجراي كن?انسي?ن در ماده هفده عن?ان مي ش?د كه به منظ?ر بررسي ? در نظر گرفتن پيشرفت جامعه در اجراي مفاد اين كن?انسي?ن ، كميته رفع تبعيض عليه زنان تشكيل خ?اهد شد . سپس ماده هجده بيان مي دارد : « د?ل عض? متقبل مي ش?ند گزارشي براي بررسي كميته درم?رد اقدامات تضميني ، قضايي ? اجرايي ? ساير اقدامات متخذه در راستاي اجراي مفاد اين كن?انسي?ن ? پيشرفتهاي حاصله از آن ... ارائه كنند .


الف ) ابتدا تهيه گزارش ظرف يكسال ؛

ب ) گزارش در هر چهار سال يكبار ? در ص?رت درخ?است كميته ز?دتر از آن .


در ماده بيست ? د? اعلام مي ش?د : ( علا?ه بر ارائه الزامي گزارش د?لتها ) «آ?انسهاي تخصصي مي ت?انند در محد?ده فعاليتهاي خ?د بر اجراي مفاد اين كن?انسي?ن نظارت كنند . كميته مي ت?اند از آ?انسهاي تخصصي دع?ت كند تا گزارشاتي در م?رد نح?ه اجراي كن?انسي?ن ارائه نمايند . در مقدمه نيز ذكر شده كه « اعضاي كميته طي اجلاس سالانه نمايندگان د?ل عض? در م?رد گزارشها به بحث مي پردازند تا زمينه فعاليت گسترده تر هر كش?ر را بررسي كنند . »

علا?ه بر تأكيد شديد در م?ارد مذك?ر ، در ماده بيست ? چهار مجدداً عن?ان مي ش?د :« د?ل عض? متعهد مي ش?ند كليه اقدامات لازم در سطح ملي را كه هدف از آن تحقق كامل حق?قي است كه در اين كن?انسي?ن به رسميت شناخته شده ، به عمل آ?رند . »

با مطالعه كن?انسي?ن مشخص مي گردد ، فشار م?ج?د در آن براي تغيير قان?ن اساسي ، ق?انين داخلي ، قراردادهــــــــــــــاي بين المللي ، فرهنگ عم?مي ، عملكرد مسئ?لين د?لتي ? غيرد?لتي ? ... بسيار شديد است ? د?لت ها م?ظفند تمامي برنامه ريزي داخلي خ?د را در زمينه مسائل زنان بر اساس كن?انسي?ن قرار دهند . در ص?رت ك?تاهي در اجراي سريع مفاد كن?انسي?ن ، كش?ر عض? در پي محك?ميت ، دچار فشار سياسي خ?اهد شد .

همچنين با ارائه تصميمات كميته رفع تبعيض به ش?راي اقتصادي اجتماعي ( اك?س?ك ) ? از آن ش?را به مجمع عم?مي نيز ممكن است قطعنامه عليه كش?ر متخلف صادر گردد .

با الحاق به اين كن?انسي?ن ، جمه?ري اسلامي ايران رسماً اجازه خ?اهد داد تا با نظارت دائمي ? بسيار دقيق بيگانگان بر مسائل زنان در جمه?ري اسلامي ايران ، آن را مكرراً محك?م نمايند تا با ايجاد فشار تبليغاتي ? نيز سياسي ، زمينه ساز تح?لات دلخ?اه در ايران گردند . هما نگ?نه كه امر?زه بيشترين قطعنامه هاي ناقض حق?ق بشر سازمان ملل عليه كش?رهايي است كه تا حدي نظام سلطه د?لتهاي مقتدر غربي را قب?ل ندارند . بانيان ايــــن قطعنامه ها نيز عمدتاً كش?رهاي غربي هستند كه تا ا?اسط قرن حاضر با حض?ر استعماري خ?د در كش?رهاي جهان س?م ، حق?ق اساسي مردم را زيرپا گذاشته ? مردان ? زنان سياه آفريقايي را به بردگي مي گرفتند .

سرپرست ام?ر بين الملل مركز ام?ر مشاركت زنان در اين زمينه بيان مي دارد : بحث حق?ق بشر سازمان ملل ، ابزاري ، سياسي ? گزينشي است بنا بر اين حتي در كش?رهايي كه به ط?ر فاحش م?ارد نقض حق?ق بشر رخ مي دهد ، با ت?جه به ملاحظات سياسي برخ?رد چنداني با آن كش?رها ص?رت نمي گيرد . ?ي با بيان اينكه چند كش?ر خاص تحت نظارت بازرسان ? گزارشگران ?ي?ه حق?ق بشر سازمان ملل قرار دارند كه ( تعداد آنان به ده كش?ر نمي رسد ) ايران نيز از جمله آن كش?رهاست ، مي افزايد : ما شاهد اين ?اقعيتيم كه حق?ق زنان در برخي كش?رهاي ديگر كه از اين قاعده مستثني هستند ، بيشتر از كش?رهاي نامبرده نقض مي ش?د .




حق شرط در معاهده بين المللي : حق شرط عبارت است از: « بيانيه يك جانبه اي كه تحت هر عن?ان يا عبارتي ، ت?سط د?لتي در م?قع امضاء ، تنفيذ، قب?ل ، تص?يب يا الحاق به يك معاهده ، صادر مي ش?د ? به ?سيله آن ، د?لت مذك?ر قصد خ?د را داير بر عدم شم?ل يا تعديل آثار حق?قي برخي از مقررات معاهده نسبت به كش?ر خ?د ، بيان مي دارد »
در شرح مشخصات تحفظ ، ماده ن?زده كن?انسي?ن حق?ق معاهده ?ين چنين آمده است : « يك د?لت مي ت?اند به هنگام امضاء ، تص?يب ، پذيرش ? يا الحاق به معاهده اي ، تحفظي را اعلام دارد مگر اينكه : ...

ب ) تحفظ تنها به م?ارد خاصي امكان پذير باشد كه اين تحفظ نيز در همان چارچ?ب نيست .

ج ) تحفظ با مقص?د ? هدف معاهده در تعارض باشد .

نكته مهم در ارتباط با كن?انسي?ن « مح? كليه اشكال تبعيض عليه زنان » آن است كه علا?ه بر ماده ن?زده كن?انسي?ن ?ين ( كه ايران نيز آن را پذيرفته است ) ، ماده بيست ? هشت كن?انسي?ن رفع تبعيض اعلام مي دارد : « تحفظاتي كه با هدف ? منظ?ر اين كن?انسي?ن سازگار نباشد پذيرفته نخ?اهد شد . »

به هر حال ، طبق ر?يم حق?قي م?ج?د ، تشخيص مطابقت يا عدم مطابقت حق شرط با هدف ? م?ض?ع معاهده به عهده د?لتهاست .

برخي نهادهاي ناظرمعاهدات حق?ق بشري ، خ?د را محق به ارزيابي ? بررسي تحفظات د?لتهاي عض? معاهدات حق?ق بشري مي دانند .

دي?ان ار?پايي حق?ق بشر كه دراين ام?ر نقش اساسي دارد ، در چندين دع?ي غير مجاز ب?دن تحفظات ? اعلاميه هاي تفسيري اين ن?ع معاهدات را م?رد شناسايي قرار داده است .

در بررسي مجاز يا غير مجاز ب?دن شرط جمه?ري اسلامي ايران بر كن?انسي?ن « مح? كليه اشكال تبعيض عليه زنان » علا?ه بر آنكه به م?ض?ع اعلام تحفظ بر معاهدات حق?ق بشر ، بايد ت?جه داشت ، به نكته ديگري پيرام?ن كلي ب?دن شرط ? مغايرت شرط با ر?ح ? هدف كن?انسي?ن نيز ، بايد ت?جه نم?د . به عن?ان نم?نه در سال 1994 كميته حق?ق بشر بر اختيارات اين كميته نسبت به بررسي تحفظات ، اعلاميه ها ، مطابقت آنها با هدف ? مقص?د ميثاق سياسي ، مدني تأكيد كرد ? نسبت به چهل ? شش د?لت كه قريب صد ? پنجاه تحفظ نسبت به ?ظايف ? تعهدات مذك?ر در ميثاق اعلام نم?ده ب?دند ، اعتراض كرد ? اعلام داشت ك مقررات ميثاق عمدتاً داراي خصيصه آمره هستند ، لذا قابل تحفظ نمي باشند . در ضمن حق شرط بايد شفاف ? صريح باشد ، چرا كه ضر?ري است ،

ساير اعضاي معاهده بدانند شخصاً چه تعهدات ? ?ظايفي را عهده دار ? در چه م?اردي از مسئ?ليت معاف هستند . لذا حق شرط نمي ت?اند كلي باشد، بلكه بايد به مفاد معين ? خاصي مرب?ط ? با عبارات ر?شن ، دامنه ? محد?ده آن تعيين گردد . لازم به ذكر است در سال 1998 كميسي?ن حق?ق بين الملل به بررسي س?مين گزارش مخبر ?ي?ه در رابطه با حق شرط پرداخت ? هفت دست?رالعمل را به ط?ر م?قت تص?يب نم?د . هدف از تنظيم اين دست?رالعمل ، ر?شن ساختن مسائلي در زمينه حق شرط ب?د .

ازجمله آنكه تحفظ نبايد كلي ? يا تمامي معاهده را شامل ش?د . بسياري از حق شرطهاي كلي به اين دليل ? به لحاظ عدم صراحت، م?رد اعتراض ديگر كش?رها ، به خص?ص كش?رهاي ار?پايي قرار گرفت ، مانند : حق شرطهاي د?لتهاي اسلامي نسبت به كن?انسي?نهاي حق?ق ك?دك ? منع تبعيض عليه زنان .

در حال حاضر اگر چه ر?يم حق شرط كماكان به ص?رت نسبي معتبر ? تعداد زيادي از كش?رها به خص?ص كش?رهاي جهان س?م بر ضر?رت حفظ آن اصرار دارند ، ?لي به لحاظ تح?لات بين المللي به ?ي?ه فر? پاشي نظام د? قطبي در جهان ? از بين رفتن تضادهاي سياسي ? ايدئ?ل??يكي، تأكيد بر آن است كه اعلام شرط نسبت به اين ن?ع معاهدات ، ممن?ع ? يا به حداقـــل برسد . مثال بارز آن ، اساسنامه دي?ان بين المللي كيفري مي باشد كه در تابستان 1998 به تص?يب رسيد كه در ماده صد ? بيست آن حق شرط ممن?ع گرديده است .

امر?زه به دليل محد?د شدن حاكميت د?لت ها ، بالطبع ر?يم حق?قي حق شرط كه مبتني بر آزادي كامل د?لتهاست ، دستخ?ش تح?ل گرديده ? در پرت? اين امر ، جامعه بين المللي د رجهت محد?د كردن استفاده از حق شرط در معاهدات مهم بين المللي حركت مي كند . مسئله مهم ديگر تأثير اين امر بر معاهدات حق?ق بشر ? افزايش نقش ? اختيارات نهادهاي ناظر است كه طبعاً به ضرر د?لتها ? حق آنها براي ت?سل به حق شرط خ?اهد ب?د . در آينده اي نه چندان د?ر شاهد بسط تسري عملكرد نهادهاي حق?ق بشر ار?پايي در پذيرش يا عدم پذيرش حق شرط ، بر اساس مناطق خ?اهيم ب?د كه طبعاً با محد?د شدن م?ارد ت?سل به حق شرط در خص?ص معاهدات حق?ق بشر همراه خ?اهد ب?د .





حق تحفظ جمه?ري اسلامي ايران نسبت به كن?انسي?ن :شرط مذك?ر در مص?به هيئت د?لت براي الحاق به كن?انسي?ن عبارت است از : « جمه?ري اسلامي ايران مفاد كن?انسي?ن مذك?ر را در م?اردي كه با شرع مقدس اسلام مغايرت نداشته باشد ، قابل اجرا مي داند »
اين شرط بدان معناست كه كن?انسي?ن ، مبناي ق?انين داخلي قرار مي گيرد ? فقط در م?اردي كه مخالف شرع باشد ايران خ?د را ملزم به رعايت آن نمي داند ، حال آنكه اساس نظام جمه?ري اسلامي ايران شريعت اسلام است ? اگر قان?ن ديگري با آن منطبق ب?د آن نيز پذيرفته مي ش?د . لازمه اين مبنا آن است كه حداقل جمله مذك?ر چنين بيان گردد : « جمه?ري اسلامي ايران مفاد كن?انسي?ن مذك?ر را در م?اردي كه منطبق با شرع مقدس اسلام است قابل اجرا مي داند .»


نكات قابل ت?جه در شرط :


الف ) – كلي ب?دن شرط


شرط مذك?ر از چند جهت قابل ارزيابي است :

شرط مذك?ر كلي ب?ده ? به يقين م?رد اعتراض برخي كش?رها ?اقع خ?اهد شد ، همانگ?نه كه حق شرط ليبي ? مالدي? م?رد اعتراض د?لتهاي فنلاند ، كانادا ، استراليا ? دانمارك قرار گرفت .


ب ) – شرط در حق تحفظ


شرط مذك?ر ، مطابق بندب ? ج ماده ن?زده كن?انسي?ن « حق?ق معاهدات ?ين » كه ايران نيز آن را پذيرفته ? مطابق ماده بيست ? هشت كن?انسي?ن ، م?رد اعتراض قرا رخ?اهد گرفت ، زيرا در بندهاي مذك?ر تأكيد شده تحفظات نبايد با هدف ? منظ?ر كن?انسي?ن مغايرت داشته باشد، مطابق آنچه در ماده يك آن اعلام شده هدف « ايجاد تسا?ي » در تمام زمينه ها ? همه جهات بين زن ? مرد مي باشد . حال آنكه ر?ح حاكم بر م?ازين شرعي ، حاكميت عدالت در ر?ابط زن ? مرد مي باشد نه تسا?ي ? برابري در همه زمينه ها ، چرا كه تفا?ت جسماني ? ر?اني بين د? جنس در برخي م?ارد منجر به تفا?ت حق?قي ، متناسب با ساختار ?ي?ه هر جنس گرديده است ? به يقين ق?انين يكسان براي شرايط نابرابر نمي ت?اند مصداق عدالت محس?ب گردد .

مثلاً : حق شرط ايران براي « كنف?انسي?ن حق?ق ك?دك » به دليل كلي ب?دن ? ر?شن نب?دن ، م?رد اعتراض كش?رهايي چ?ن اتريش ، س?ئد ، دانمارك ، فنلاند ، آلمان ، پرتغال ، ايرلند ، نر?? ، ? هلند قرار گرفت ? مغاير با اص?ل « كنف?انسي?ن حق?ق ك?دك » شمرده شد ? دليل مخالفت خ?د را ?اضح ? ر?شن نب?دن م?ازين اسلامي بيان نم?دند .


ج ) – نگراني كميته مح? تبعيض


كميته مح? تبعيض از زنان كه بر اساس ماده هفده كن?انسي?ن ، ?ظيفه نظارت بر اجراي آن را بر عهده دارد صريحاً اعلام نم?ده ، ماده د? ? شانزده ، هدف ? مقص?د كن?انسي?ن است ? هيچ د?لتي نمي ت?اند به بهانه اينكه اين م?اد با فرهنگ ، سنت ? مذهب كش?رش در تعارض است ، از اجراي آنها شانه خالي كند ، اين كميته در گزارشات متعدد خ?د هم?اره از كثرت ? گستردگي تعداد شرطها در خص?ص ماده د? ، سه ، شانزده ? همينط?ر شر?ط عام ? كلي ابراز نگراني كرده ? آن شر?ط را مغاير با م?ض?ع ? هدف معاهده دانسته است . به يقين جمه?ري اسلامي ايران نسبت به اين م?اد ، شرط قرار خ?اهد داد ? اين شر?ط نيز به يقين م?رد اعتراض د?لتهاي عض? ? كميته مح? تبعيض قرار خ?اهد گرفت .


د ) – تعارضات كن?انسي?ن با ق?انين داخلي


مص?به هئيت د?لت در شرط مذك?ر ، به م?ادي كه مخالف م?ازين شرعي نب?ده اشاره كرده ?لي به تعارض آن با ق?انين داخلي ايران كه به دليل ?ج?د مصلحت جامع ?ضع شده ، اشاره اي ندارد به عن?ان نم?نه ، مطابق بند شش ماده نهصد ? هفتاد ? شش قان?ن مدني هر زن خارجي كه ش?هر ايراني اختياركند ، تبعه ايران محس?ب مي ش?د ?لي ماده نهصد ? هشتاد ، مردان خارجي را كه با زن ايراني ازد?اج كنند فقط در شرايط ?ي?ه اي تابع ايران مي داند . اين ق?انين مخالف با ماده نه كن?انسي?ن است . در ص?رت حذف اين ماده ، به دليل اين كه مردان افغاني زيادي با زنان ايراني ازد?اج كرده اند ، تعداد قابل ت?جهي از اين مهاجرين تبعه ايران محس?ب خ?اهند شد .

آيا اين امر با سياست تنظيم جمعيت ايران سازگار خ?اهد ب?د ؟ به نظر مي رسد ماده هزار ? شصت قان?ن مدني نيز كه ازد?اج زن ايراني با تبعه خارجي را م?ك?ل به اجازه مخص?ص از طرف د?لت نم?ده ، به دليل رعايت مصالح اجتماعي تد?ين گرديده است ، هر چند اينگ?نه ازد?اجها هيچ منع شرعي ندارد ?لي ق?انين داخلي براي آن محد?ديتي قائل شده كه با كن?انسي?ن در تعارض است .

نم?نه ديگر ، ا?ل?يت استخدام مردان در مشاغل مختلف است ، به عن?ان مثال : مطابق ماده يازده كن?انسي?ن ، د?ل عض? بايد متعهد گردند امكانات شغلي يكسان براي زنان ? مردان قائل ش?ند مطابق ماده سيزده آن بايد براي زنان به اندازه مردان امكانات استفاده از ?امهاي بانكي ? ساير اشكال اعتبارات مالي ايجاد ش?د . حتي مطابق ماده چهارده بايد براي زنان ر?ستايي ، مسا?ي با مردان تسهيلات بازاريابي ، اصلاحات ارضي ? طرحهاي اسكان مجدد زمين فراهم ش?د ? مطابق ماده يازده بايد امكانات مسا?ي با مردان در زمينه امتيازات ، شرايط شغلي ? حق استفاده از د?ره هاي آم?زش حرفه اي ايجاد نم?د .

اين امرهر چند خلاف شرع نمي باشد ?لي با ?ضعيت اقتصادي ? اجتماعي ايران كه ميلي?نها مرد سرپرست خان?اده ? مرد ج?ان بيكار دارد ? با كمب?د شديد فرصت هاي شغلي م?اجه است به هيچ ?جه سازگار نمي باشد . زيرا با ت?جه به صراحت آيه قرآن ، ق?انين داخلي ? نيزعرف جامعه ، مردان مسئ?ل تأمين اقتصاد خان?اده مي باشند ، از س?ي ديگر ج?انان بسياري به دليل بيكاري امكان ازد?اج ندارند ? بيكاري مردان درايران سبب ازدياد فقر ، مفاسد اخلاقي ، بزهكاري ، سرقت ، اعتياد گشته ، با اين ?ضعيت ، جمه?ري اسلامي ايران با الحاق به كن?انسي?ن ?ل? با شرط مذك?ر ، م?ظف خ?اهد ب?د به همان ميزان كه براي مردان فرصت شغلي ايجاد مي نمايد براي دختران مجرد ( ?ل? فاقد هر ن?ع تخصصي ) نيز امكان اشتغال فراهم كند ، به يقين اين امر با مصلحت جامعه امر?ز ايران كه كمب?د فرصتهاي شغلي از معضلات آن است منافات خ?اهد داشت .

نم?نه ديگر ، در بند ج ماده ده بيان شده : د?لتها م?ظفند به آم?زش مختلط در مدارس متعهد ش?ند . اين امر نيز هر چند في نفسه خلاف شرع نمي باشد ?لي به دليل آنكه زمينه ساز مفاسد اخلاقي است ، مخالف منافع ملي خ?اهد ب?د .

علا?ه بر آنكه به يقين به پيشرفت تحصيلي ن?ج?انان نيز لطمه خ?اهد زد .

لذا بنا بر م?اردي كه ذكر شد لازم است كه نه تنها حق شرط نسبت به م?ازين شرعي ذكر ش?د بلكه اين حق شرط بايد قان?ن اساسي ? ق?انين داخلي را هم در بر گيرد . همان ط?ر كه در م?رد الحاق به « كن?انسي?ن حق?ق ك?دك » ?« كن?انسي?ن مبارزه با قاچاق م?ا د مخدر » اين كار انجام شده است .


هـ ) – ابهام در اجراي شرط


در شرط مذك?ر ، م?ادي كه با شرع مقدس اسلام مغايرت داشته باشد ، م?رد تحفظ قرار گرفته است . با ت?جه به اينكه نهاد مشخصي براي تعيين مغايرت يا عدم مغايرت اجزاء كن?انسي?ن با شرع مقدس اسلام تعيين نگرديده . اين شرط براي همگان ، چه در سطح ملي ? چه در سطح بين المللي داراي ابهام خ?اهد ب?د ? چه بسا زمينه س?ء استفاده را در آينده فراهم نمايد . زيرا اين شرط مبهم امكان آن را فراهم مي آ?رد تا در آينده به استناد به هر ق?ل ضعيف فقهي ، ق?انين داخلي همسان با كن?انسي?ن تغيير يابد .


? ) – تخصيص اكثر


در ص?رتي كه از شانزده ماده كن?انسي?ن به ده م?رد از م?اد آن ، اعلام تحفظ ش?د تخصيص اكثر لازم آمده ? چنين امري در ق?اعد حق?قي قابل پذيرش نيست . علا?ه بر آنكه به يقين ماده د? ? شانزده در زمره اين م?اد است ? م?رد اعتراض كميته مح? تبعيض قرارخ?اهد گرفت . لازم به ذكر است نسبت به ده ماده مذك?ر بايد اطلاع رساني همگاني گردد تا م?رد تحليل كارشناسانه دقيق قرار گيرد ، زيرا بيم آن مي ر?د كه شرط خلاف شرع يا مصالح ملي بدليل ضعف كارشناسي لازم ، م?رد ت?جه قرار نگيرد ، به يقين پس از الحاق مشر?ط نيز نمي ت?ان بر تعداد شر?ط افز?د زيرا حق شرط تنها در م?قع اعلام رضايت به يك معاهده امكان پذير است . علت آن را نيز چنين بيان مي كنند كه آزادي د?لتها براي اعلام تحفظ ، پـــس از الحاق ، ناقض اصل ?فاي به عهد است م?جب مشكلات قابل ملاحظه اي براي اين معاهده مي گردد .


ز ) – كن?انسي?ن ? آينده حق شرطها


هر چند امر?زه براي آنكه تعداد بيشتري از كش?رها به كن?انسي?ن ملحق ش?ند ? نظام حق?قي ?احد جهاني در اين زمينه ايجاد ش?د ، الحاق مشر?ط پذيرفته مي گردد ، ?لي با گذشت زمان ? الحاق بيشتر كش?رها ، سعي مي ش?د تا د?لتها از شر?ط خ?د انصراف دهند . زماني كه كن?انسي?ن به معاهده بين الملي تبديل شد ، فقط بيست كش?ر آنرا تصديق نم?ده ب?دند لذا اعلام شرط كش?رها به سادگي پذيرفته مي شد . پس از فز?ني تعداد د?لتهاي الحاقي ، در گردهمايي جهاني زنان در پكن ، اصرار بر آن ب?د كه د?لتها از شر?ط خ?يش انصراف دهند . در ماده د?يست ? هجده سند پكن كه دست?رالعمل اجرايي كن?انسي?ن مي باشد تقاضاي اجراي كامل كن?انسي?ن رفع تبعيض شده ? تأكيد گرديده بايد از هر گ?نه قيد ? شرطي در اجراي كن?انسي?ن مزب?ر اجتناب نم?ده ? مقررات آن بد?ن قيد ? شرط اجرا ش?د . در ماده د?يست ? ن?زده اين سند نيز بعضي از كش?رها م?رد انتقاد قرار گرفته اند : « در كش?رهايي كه به كن?انسي?ن ، قيد ? شرطهائي ?ارد كرده اند يا در ق?انين خ?د جهت اجراي معيارهاي بين المللي در زمينه حق?ق زنان تجديد نظر نكرده اند ، تسا?ي كامل زنان تأمين نشده است » علا?ه بر آن در ماده د?يست ? سي صريحاً آمده است كه : « د?لتها متعهد شده اند دامنه هر ن?ع شرط را ( نسبت به كن?انسي?ن ) محد?د نمايند ? هر گ?نه حق شرطي را حتي الامكان صريح ? محد?د تنظيم نمايند ? اطمينان دهند كه هيچ ن?ع حق شرطي كه مغاير با هدف ? منظ?ر كن?انسي?ن است اعلام ننمايند »





نظر فقهاء دررابطه با الحاق به كن?انسي?ن رفع تبعيض عليه زنان :

آيت الله مكارم شيرازي :
بي شك اين معاهده مخالف تعليمات اسلام است ? قي?دي مانند تحفظ بر تعليمات اسلامي ? عدم مخالفت با شرع مشكلي را حل نمي كند زيرا در اين معاهده با صراحت گفته شده شر?طي كه مخالف ر?ح اين معاهده است قابل قب?ل نيست ? به اين ترتيب پس از امضاي آن فشارهايي از خارج براي حذف اين شرط كه مخالف ر?ح معاهده است ?ارد خ?اهد شد ? ايادي داخلي نيز هر ر?ز به بهانه اي به آن دامن مي زنند ? مطالبات نامشر?ع خ?د را مي طلبند . .... غربيها به هر بهانه اي شده مي خ?اهند فرهنگ غيرمذهبي خ?د را بر ما تحميل كنند د?لتمردان ما بايد بيدار باشند ? ننگ تسليــــم را نپذيرند .


آيت الله فاضل لنكراني :
الحاق به معاهده مذك?ركه متضمن م?ارد خلاف شرع مبين است، جايز نيست ? تقييد به قيد مذك?ر از دايره لفظ تعدي نمي كند ? در مقام عمل همان هدف س?ئي كه از چنين ام?ري دارد پياده خ?اهد شد . خدا?ند مسلمانان را از شر?ر شياطين حفظ نمايد .

آيت الله ميرزا ج?اد تبريزي :
هر قان?ن ? قراردادي كه مخالف احكام شرع مقدس اسلام باشد يا مطابقت با مصالح مسلمين نداشته يا عزت اسلام ? مسلمين را در خطر بيندازد شرعاً اعتباري نداشته ? اطاعت از آن جايز نيست ? خ?د به خ?د ملغي است ? گمان نش?د كه با اين م?افقتها مستكبرين ? اهل كفر راضي مي ش?ند ، آنان به كمتر از مح? كامل اسلام راضي نخ?اهند شد ? آنان كه م?افق اين ام?ر هستند بايد بدانند كه اسلام هميشه پير?ز ب?ده ? هست ? ياران ?اقعي امام زمان در مملكت آن حضرت دين خدا را ياري خ?اهند كرد.

جمع بندي :

به يقين امر?ز ، نه تنها هيچ كش?ري نمي ت?اند در انز?اي كامل ? بد?ن ارتباط با جهان به سر برد، بلكه لازمه پيشرفت جامعه ، حض?ر فعال ? م?ثر در ر?ابط بين المللي است .

مصلحت ملي ما اقتضا مي كند تا در اين حض?ر ، منفعلانه برخ?رد نكرده ? به تدا?م طريق مستقيمي كه با تشكيل نظام اسلامي در آن گام نهاديم ، همت كنيم. لذا بنا بر ادله زير،پيشنهاد خ?د را ارائه مينماييم:


1 – از آنجا كه در جهان ? نيز در كش?رهاي اسلامي ? همچنين در جمه?ري اسلامي ايران زنان از جايگاه متناسب با شأن خ?يش برخ?ردار نمي باشند ، تصحيح م?قعيت زنان نيازمند منش?ر مد?ني است كه در آن ?ضعيت مطل?ب زنان ترسيم شــده باشد ؛

2 – كن?انسي?ن مح? كليه اشكال تبعيض عليه زنان در م?ارد متعدد ، با مباني نظري اسلامي در تعارض است ؛

3 – اين كن?انسي?ن نسبت به ساير كن?انسي?نها بيشترين حق شرط را دريافت كرده است ، اين امر نشان دهنده ضعف مقب?ليت عم?مي آن مي باشد ؛

4 – بسياري از كش?رهاي اسلامي با شرط كلي عدم مخالفت با شريعت اسلامي ? يا با تعيين م?ادي كه مخالف با شريعت اسلامي ب?ده ، تعارض كن?انسي?ن با ق?انين اسلامي را ابراز نم?ده اند ؛

5 – مسلمانان جهان اعتقاد دارند از آنجا كه اسلام دين كاملي مي باشد، در زمينه مسائل زنان نيز داراي ق?اعد ? مقررات دقيق ? جامعي است ؛

6 – عزت اسلامي ، تح?ل در ?ضعيت زنان را در اثر فشار بيگانگان ? بر اساس اعلاميه اي كه با ديدگاههاي اسلامي تفا?ت چشمگير دارد ? با ?حي ? شريعت بيگانه است بر نمي تابد . ? قرآن نيز بر اين امر تأكيد دارد ؛

7 – ديدگاه كش?رهاي اسلامي به دليل اتفاق نظر بر مرجع قان?نگذاري اصلي خ?يش ، قرآن ، به يكديگر نزديك مي باشد ؛

8 – عدم پذيرش اعلاميه بين المللي، زماني كه با اعلام م?اضع رسمي مشترك كش?رهاي متعدد اسلامي همراه باشد مقب?ليت مناسبي خ?اهد يافت ? فشارهاي بين المللي را به سرعت كاهش خ?اهد داد ؛

9 – قان?ن اساسي جمه?ري اسلامي ايران بر همكاري با مسلمانان جهان جهت تشكيل امًّت ?احد جهاني تأكيد مي نمايد ؛

10 – رئيس جمه?ر محترم حجت الاسلام خاتمي مي فرمايد : هر ملتي حق دارد بر اساس فرهنگ ? تاريخ خ?د ، يك درك ? شناخت مخص?ص به خ?د از حق?ق بشر داشته باشد . اين امر مخالف حق?ق بشر است كه كش?رهاي خارجي به خاطر ت?ان اقتصادي ? سياسي خ?د بخ?اهند تفسيرهاي خ?يش را از حق?ق بشر اعمال كنند ? برداشتهاي خ?د را به ساير انسانها به ز?ر تحميل نمايد ؛

11 – در هشتمين كنفرانس سران كش?رهاي اسلامي در سال 1376 ش ( 1997 ميلادي ) در تهران قطعنامه شمـــــــاره 13/8 - ش ( ق 10 ) صادر گرديد مطابق آن : اين كنفرانس تصميم مي گيرد جهت اتخاذ م?اضع هماهنگ كش?رهاي اسلامي در م?رد مسائل مرب?ط به زنان درمحافل بين المللي به ?ي?ه در سازمان ملل متحد گر?ه كار دائم را ايجاد نمايد ? از دبيرخانــــه مي خ?اهد كه هماهنگيهاي لازم جهت تشكيل جلسات مستمر اين گر?ه كاري را فراهم آ?رد ؛


پيشنهادات :

جمه?ري اسلامي ايران با اتكاء به خدا ? اعتماد به ت?انايي ملت شريف ايران متن ا?ليه اعلاميه حق?ق زنان اسلامي را تهيه نم?ده ? سپس با همفكري ساير كش?رهاي اسلامي اين اعلاميه را تكميل ? تص?يب نمايد . به اين ترتيب كش?رهاي اسلامي در عدم الحاق به كن?انسي?ن مح?كليه اشكال تبعيض عليه زنان ، متهم به بي تفا?تي نسبت به حق?ق زنان نشده بلكه م?اضع خ?يش را در حمايت از حق?ق زنان اعلام مي نمايند . اين حركت زمينه ساز اتخاد م?ضع يكپارچه كش?رهاي اسلامي در كنفرانس جهاني زنان آتي كه چندان د?ر نيست نيز خ?اهد شد . علا?ه بر آن ساختار تح?ل مثبت در ?ضعيت زنان مسلمان ر?شن ? ?اضح شده ? مي ت?ان به بهب?د ?ضعيت زنان در اين كش?رها اميد داشت . در غير اين ص?رت پس از الحاق مشر?ط جمه?ري اسلامي ايران به كن?انسي?ن ، اعتراض به شر?ط مكرراً ?اقع خ?اهد شد تا شر?ط محد?د شده ? به تدريج حذف گردد . علا?ه بر آن بدليل لز?م ارائه گزارش از ?ضعيت زنان بر اساس معيارهاي تعيين شده در كن?انسي?ن ، تمامي برنامه ريزيها ? امكانات جهت ارتقاء ?ضعي زنان در محد?ده م?ارد مذك?ر در كن?انسي?ن قرار خ?اهد گرفت ? به ام?ر ديگر رسيدگي نخ?اهد شد .

پايان كلام آنكه به فرم?ده بنيانگذار انقلاب ايران: « همانگ?نه كه در تنهايي ? غربت بد?ن كمك ? رضايت احدي از كش?رها ? سازمانها ? تشكيلات جهاني ، انقلاب را به پير?زي رسانديم ? همانگ?نه كه در جنگ نيز مظل?مانه تر از انقلاب جنگيديم ? بد?ن كمك حتي يك كش?ر خارجي ، متجا?زان را شكست داديم . ما به ياري خدا باقيمانده راه پر نشيب ? فراز را با اتكاء به خدا تنها خ?اهيم پيم?د ? به ?ظيفه خ?يش عمل خ?اهيم كرد . »


فصلنامه كتاب زنان – شماره 15
      موضوع: قانون و خانواده       نويسنده: nima       تعداد بازديد: [165]      

ارسال نظر
 
 
How to Suggest a Site | Company Info | Copyright Policy | Terms of Service | Jobs | Advertise with Us
Copyright 2005-2007 www.4ir.ir . All rights reserved. Design By : N.SHaDoW