ازد?اج م?قت
1-مقدمه
2-زندگي امر?ز ? ازد?اج م?قت3-ج?ان امر?ز ? د?ره بل?غ ? بحران جنسي
4-رهبانيِِِِِت م?قت ، كم?نيسم جنسي يا ازد?اج م?قت؟؟5-ازد?اج آزمايشي
6-راسل ? نظريه ازد?اج م?قت7-معايب ? مفاسد نكاح منقطع ?مسئله تعدد ز?جات
8-سرن?شت فرزندان در ازد?اج م?قت9-ازد?اج م?قت ? مسئله حرمسرا
10- علل اجتماعي حرمسرا سازي11- آيا تشريع ازد?اج م?قت ، براي تامين ه?سراني است؟
12- حرمسرا در دنياي امر?ز13- منع خليفه از ازد?اج م?قت
14- حديثي از امام علي (ع)15- انتقادات
1- مقدمه
من بر خلاف بسيارى از افراد،از تشكيكات ? ايجاد شبهه‏هايى كه در مسايل اسلامى مى‏ش?د- با همه علاقه ? اعتقادى كه به اين دين دارم- به هيچ ?جه ناراحت نمى‏ش?م،بلكه در ته دلم خ?شحال مى‏ش?م زيرا معتقدم ? در عمر خ?د به تجربه مشاهده كرده‏ام كه اين آيين مقدس آسمانى در هر جبهه از جبهه‏ها كه بيشتر م?رد حمله ? تعرض ?اقع شده،با نير?مندى ? سرافرازى ? جل?ه ? ر?نق بيشترى آشكار شده است.

خاصيت‏حقيقت همين است كه شك ? تشكيك به ر?شن شدن آن كمك مى‏كند. شك مقدمه يقين،? ترديد پلكان تحقيق است.در رساله زنده بيدار از رساله ميزان العمل غزالى نقل مى‏كند كه:

«...گفتار ما را فايده اين بس باشد كه ت? را در عقايد كهنه ? م?ر?ثى به شك مى‏افكند زيرا شك پايه تحقيق است ? كسى كه شك نمى‏كند درست تامل نمى‏كند. ? هر كه درست ننگرد، خ?ب نمى‏بيند ? چنين كسى در ك?رى ? حيرانى بسر مى‏برد.»

بگذاريد بگ?يند ? بن?يسند ? سمينار بدهند ? ايراد بگيرند،تا آنكه بد?ن آنكه خ?د بخ?اهند ?سيله ر?شن شدن حقايق اسلامى گردند.

يكى از ق?انين درخشان اسلام از ديدگاه مذهب جعفرى-كه مذهب رسمى كش?ر ماست-اين است كه ازد?اج به د? نح? مى‏ت?اند ص?رت بگيرد:دائم ? م?قت.

ازد?اج م?قت ? دائم در پاره‏اى از آثار با هم يكى هستند ? در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در درجه ا?ل ايند? را از هم متمايز مى‏كند،يكى اين است كه زن ? مرد تصميم مى‏گيرند به ط?ر م?قت‏با هم ازد?اج كنند ? پس از پايان مدت اگر مايل ب?دند تمديد كنند تمديد مى‏كنند ? اگر مايل نب?دند از هم جدا مى‏ش?ند.

ديگر اينكه از لحاظ شرايط،آزادى بيشترى دارند كه به ط?ر دلخ?اه به هر نح? كه بخ?اهند پيمان مى‏بندند.مثلا در ازد?اج دائم خ?اه ناخ?اه مرد بايد عهده‏دار مخارج ر?زانه ? لباس ? مسكن ? احتياجات ديگر زن از قبيل دار? ? طبيب بش?د،?لى در ازد?اج م?قت‏بستگى دارد به قرارداد آزادى كه ميان طرفين منعقد مى‏گردد;ممكن است مرد نخ?اهد يا نت?اند متحمل اين مخارج بش?د يا زن نخ?اهد از پ?ل مرد استفاده كند.

در ازد?اج دائم،زن خ?اه ناخ?اه بايد مرد را به عن?ان رئيس خان?اده بپذيرد ? امر ا? را در حد?د مصالح خان?اده اطاعت كند،اما در ازد?اج م?قت‏بسته به قراردادى است كه ميان آنها منعقد مى‏گردد.

در ازد?اج دائم،زن ? ش?هر خ?اه ناخ?اه از يكديگر ارث مى‏برند،اما در ازد?اج م?قت چنين نيست.

پس تفا?ت اصلى ? ج?هرى ازد?اج م?قت‏با ازد?اج دائم در اين است كه ازد?اج م?قت از لحاظ حد?د ? قي?د«آزاد»است،يعنى ?ابسته به اراده ? قرارداد طرفين است;حتى م?قت‏ب?دن آن نيز در حقيقت ن?عى آزادى به طرفين مى‏بخشد ? زمان را در اختيار آنها قرار مى‏دهد.

در ازد?اج دائم،هيچ كدام از ز?جين بد?ن جلب رضايت ديگرى حق ندارند از بچه‏دار شدن ? ت?ليد نسل جل?گيرى كنند،?لى در ازد?اج م?قت جلب رضايت طرف ديگر ضر?رت ندارد. در حقيقت،اين نيز ن?عى آزادى ديگر است كه به ز?جين داده شده است.

اثرى كه از اين ازد?اج ت?ليد مى‏ش?د يعنى فرزندى كه به ?ج?د مى‏آيد،با فرزند ناشى از ازد?اج دائم هيچ گ?نه تفا?تى ندارد.

مهر،هم در ازد?اج دائم لازم است ? هم در ازد?اج م?قت،با اين تفا?ت كه در ازد?اج م?قت عدم ذكر مهر م?جب بطلان عقد است ? در ازد?اج دائم عقد باطل نيست، مهر المثل تعيين مى‏ش?د.

همان ط?رى كه در عقد دائم،مادر ? دختر ز?جه بر ز?ج،? پدر ? پسر ز?ج بر ز?جه حرام ? محرم مى‏گردند،در عقد منقطع نيز چنين است،? همان ط?رى كه خ?استگارى كردن ز?جه دائم بر ديگران حرام است‏خ?استگارى ز?جه م?قت نيز بر ديگران حرام است.همان ط?رى كه زناى با ز?جه دائم غير،م?جب حرمت ابدى مى‏ش?د زناى با ز?جه م?قت نيز م?جب حرمت ابدى مى‏ش?د.همان ط?رى كه ز?جه دائم بعد از طلاق بايد مدتى عده نگه دارد ز?جه م?قت نيز بعد از تمام شدن مدت يا بخشيدن آن بايد عده نگه دارد با اين تفا?ت كه عده زن دائم سه ن?بت عادت ماهانه است ? عده زن غير دائم د? ن?بت‏يا چهل ? پنج ر?ز.در ازد?اج دائم جمع ميان د? خ?اهر جايز نيست،در ازد?اج م?قت نيز ر?ا نيست.

اين است آن چيزى كه به نام ازد?اج م?قت‏يا نكاح منقطع در فقه شيعه آمده است ? قان?ن مدنى ما نيز عين آن را بيان كرده است.

بديهى است كه ما طرفدار اين قان?ن با اين خص?صيات هستيم.? اما اينكه مردم ما به نام اين قان?ن س?ء استفاده‏هايى كرده ? مى‏كنند،ربطى به قان?ن ندارد.لغ? اين قان?ن جل?ى آن س?ء استفاده‏ها را نمى‏گيرد بلكه شكل آنها را ع?ض مى‏كند بعلا?ه صدها مفاسدى كه از خ?د لغ? قان?ن برمى‏خيزد.

ما نبايد آنجا كه انسانها را بايد اصلاح ? آگاه كنيم،به دليل عدم عرضه ? لياقت در اصلاح انسانها مرتبا به جان م?اد قان?نى بيفتيم،انسانها را تبرئه كنيم ? ق?انين را مسؤ?ل بدانيم.

اكن?ن ببينيم با ب?دن ازد?اج دائم چه ضر?رتى هست كه قان?نى به نام قان?ن ازد?اج م?قت‏ب?ده باشد.آيا ازد?اج م?قت-به ق?ل ن?يسندگان‏«زن ر?ز»-با حيثيت انسانى زن ? با ر?ح اعلاميه حق?ق بشر منافات دارد؟آيا ازد?اج م?قت اگر هم لازم ب?ده است،در د?ران كهن لازم ب?ده است اما زندگى ? شرايط ? اقتضاى زمان حاضر با آن م?افقت ندارد؟

ما اين مطلب را تحت د? عن?ان بررسى مى‏كنيم:

الف.زندگى امر?ز ? ازد?اج م?قت.

ب.مفاسد ? معايب ازد?اج م?قت.


2-زندگى امر?ز ? ازد?اج م?قت

چنانكه قبلا دانستيم ازد?اج دائم مسؤ?ليت ? تكليف بيشترى براى ز?جين ت?ليد مى‏كند.به همين دليل پسر يا دخترى را نمى‏ت?ان يافت كه از ا?ل بل?غ طبيعى كه تحت فشار غريزه قرار مى‏گيرد آماده ازد?اج دائم باشد.خاصيت عصر جديد اين است كه فاصله بل?غ طبيعى را با بل?غ اجتماعى ? قدرت تشكيل عائله زيادتر كرده است.اگر در د?ران ساده قديم يك پسر بچه در سنين ا?ايل بل?غ طبيعى از عهده شغلى كه تا آخر عمر به عهده ا? گذاشته مى‏شد برمى‏آمد،در د?ران جديد ابدا امكان پذير نيست.يك پسر م?فق در د?ران تحصيل كه دبستان ? دبيرستان ? دانشگاه را بد?ن تاخير ? رد شدن در امتحان آخر سال ? يا در كنك?ر دانشگاه گذرانده باشد،در 25 سالگى فارغ التحصيل مى‏گردد ? از اين به بعد مى‏ت?اند درآمدى داشته باشد.قطعا سه چهار سال هم ط?ل مى‏كشد تا بت?اند سر ? سامان مختصرى براى خ?د تهيه كند ? آماده ازد?اج دائم گردد.همچنين است‏يك دختر م?فق كه د?ران تحصيل را مى‏خ?اهد طى كند.


3- ج?ان امر?ز ? د?ره بل?غ ? بحران جنسى

شما اگر امر?ز يك پسر محصل هجده ساله را كه ش?ر جنسى ا? به ا?ج خ?د رسيده است تكليف به ازد?اج بكنيد،به شما مى‏خندند.همچنين است‏يك دختر محصل شانزده ساله.عملا ممكن نيست اين طبقه در اين سن زير بار ازد?اج دائم بر?ند ? مسؤ?ليت‏يك زندگى را-كه ?ظايف زيادى براى آنها نسبت‏به يكديگر ? نسبت‏به فرزندان آينده‏شان ايجاد مى‏كند-بپذيرند.


4- رهبانيت م?قت‏يا كم?نيسم جنسى يا ازد?اج م?قت؟

از شما مى‏پرسم:آيا با اين حال،با طبيعت ? غريزه چه رفتارى بكنيم؟آيا بيعت‏حاضر است‏به خاطر اينكه ?ضع زندگى ما در دنياى امر?ز اجازه نمى‏دهد كه در سنين شانزده سالگى ? هجده سالگى ازد?اج كنيم د?ران بل?غ را به تاخير بيندازد ? تا ما فارغ التحصيل نشده‏ايم غريزه جنسى از سر ما دست‏بردارد؟

آيا ج?انان حاضرند يك د?ره‏«رهبانيت م?قت‏»را طى كنند ? خ?د را سخت تحت فشار ? رياضت قرار دهند تا زمانى كه امكانات ازد?اج دائم پيدا ش?د؟فرضا ج?انى حاضر گردد رهبانيت م?قت را بپذيرد،آيا طبيعت‏حاضر است از ايجاد ع?ارض ر?انى سهمگين ? خطرناكى كه در اثر ممانعت از اعمال غريزه جنسى پيدا مى‏ش?د ? ر?انكا?ى امر?ز از ر?ى آنها پرده برداشته است صرف نظر كند؟

د? راه بيشتر باقى نمى‏ماند:يا اينكه ج?انان را به حال خ?د رها كنيم ? به ر?ى خ?د نيا?ريم;به يك پسر اجازه دهيم از صدها دختر كام برگيرد،? به يك دختر اجازه دهيم با دهها پسر رابطه نامشر?ع داشته باشد ? چندين بار سقط جنين كند،يعنى عملا كم?نيسم جنسى را بپذيريم;? چ?ن به پسر ? دختر«متسا?يا»اجازه داده‏ايم،ر?ح اعلاميه حق?ق بشر را از خ?د شاد كرده‏ايم،زيرا ر?ح اعلاميه حق?ق بشر از نظر بسيارى از ك?ته‏فكران اين است كه زن ? مرد اگر بناست‏به جهنم دره هم سق?ط كنند د?ش به د?ش يكديگر ? باز? به باز?ى هم ? بالاخره‏«متسا?يا»سق?ط كنند.

آيا اينچنين پسران ? دخترانى با چنين ر?ابط فرا?ان ? بيحدى در د?ران تحصيل، پس از ازد?اج دائم مرد زندگى ? زن خان?اده خ?اهند ب?د؟

راه د?م ازد?اج م?قت ? آزاد است.ازد?اج م?قت در درجه ا?ل زن را محد?د مى‏كند كه در آن ?احد ز?جه د? نفر نباشد.بديهى است كه محد?د شدن زن مستلزم محد?د شدن مرد نيز خ?اه ناخ?اه هست.?قتى كه هر زنى به مرد معينى اختصاص پيدا كند قهرا هر مردى هم به زن معينى اختصاص پيدا مى‏كند،مگر آنكه از يك طرف عدد بيشترى باشند.بدين ترتيب پسر ? دختر د?ران تحصيل خ?د را مى‏گذرانند بد?ن آنكه رهبانيت م?قت ? ع?ارض آن را تحمل كرده باشند ? بد?ن آنكه در ?رطه كم?نيسم جنسى افتاده باشند.


5- ازد?اج آزمايشى

اين ضر?رت اختصاص به ايام تحصيل ندارد،در شرايط ديگر نيز پيش مى‏آيد. اص?لا ممكن است زن ? مردى كه خيال دارند با هم به ط?ر دائم ازد?اج كنند ? نت?انسته‏اند نسبت‏به يكديگر اطمينان كامل پيدا كنند،به عن?ان ازد?اج آزمايشى براى مدت م?قتى با هم ازد?اج كنند;اگر اطمينان كامل به يكديگر پيدا كردند ادامه مى‏دهند ? اگر نه از هم جدا مى‏ش?ند.

من از شما مى‏پرسم:اينكه ار?پاييان ?ج?د يك عده از زنان بدكار را در محل معين از هر شهرى تحت نظر ? مراقبت د?لت لازم ? ضر?رى مى‏دانند براى چيست؟ آيا جز اين است كه ?ج?د مردان مجردى را كه قادر به ازد?اج دائم نيستند خطر بزرگى براى خان?اده‏ها به حساب مى‏آ?رند؟


6- راسل ? نظريه ازد?اج م?قت

برتراند راسل فيلس?ف معر?ف انگليسى در كتاب زناش?يى ? اخلاق مى‏گ?يد:

«...در ?اقع اگر درست‏بينديشيم پى مى‏بريم كه ف?احش معص?ميت كان?ن خان?ادگى ? پاكى زنان ? دختران ما را حفظ مى‏كنند.هنگامى كه اين عقيده را لكى در بحب?حه عصر ?يكت?ريا ابراز كرد،اخلاقي?ن سخت آزرده شدند بى آنكه خ?د علت آن را بدانند،اما هرگز نت?انستند خطاى عقيده لكى را به ثب?ت رسانند.زبان حال اخلاقي?ن مزب?ر با تمام منطقشان اين است كه‏«اگر مردم از تعليمات ما پير?ى مى‏كردند ديگر فحشاء ?ج?د نمى‏داشت‏»اما ايشان به خ?بى مى‏دانند كه كسى ت?جه به حرفشان نمى‏كند».

اين است فرم?ل فرنگى چاره ج?يى خطر مردان ? زنانى كه قادر به ازد?اج دائم نيستند ? آن ب?د فرم?لى كه اسلام پيشنهاد كرده است.آيا اگر اين فرم?ل فرنگى به كار بسته ش?د ? گر?هى زن بدبخت‏به ايفاى اين ?ظيفه اجتماعى!اختصاص داده ش?ند، آن ?قت زن به مقام ?اقعى ? حيثيت انسانى خ?د رسيده است ? ر?ح اعلاميه حق?ق بشر شاد شده است؟

برتراند راسل رسما در كتاب خ?د فصلى تحت عن?ان ازد?اج تجربى باز كرده است. ?ى مى‏گ?يد:

«قاضى ليندزى كه ساليان متمادى مام?ر دادگاه دن?ر ب?ده ? در اين مقام فرصت مشاهده حقايق زيادى داشته پيشنهاد مى‏كند كه ترتيبى به نام‏«ازد?اج رفاقتى‏»داده ش?د.متاسفانه پست رسمى خ?د را(در امريكا)از دست داد،زيرا مشاهده شد كه ا? بيش از ايجاد حس گناهكارى در فكر سعادت ج?انان است.براى عزل ا? كات?ليكها ? فرقه ضد سياه پ?ستان از بذل مساعى خ?ددارى نكردند.

پيشنهاد ازد?اج رفاقتى را يك محافظه‏كار خردمند كرده است ? منظ?ر از آن ايجاد ثباتى در ر?ابط جنسى است.ليندزى مت?جه شده كه اشكال اساسى در ازد?اج فقدان پ?ل است.ضر?رت پ?ل فقط از لحاظ اطفال احتمالى نيست،بلكه از اين لحاظ است كه تامين معيشت از جانب زن برازنده نيست.? به اين ترتيب نتيجه مى‏گيرد كه ج?انان بايد مبادرت به ازد?اج رفاقتى كنند كه از سه لحاظ با ازد?اج عادى متفا?ت است:ا?لا منظ?ر از ازد?اج ت?ليد نسل نخ?اهد ب?د.ثانيا مادام كه زن ج?ان فرزندى نيا?رده ? حامله نشده طلاق با رضايت طرفين ميسر خ?اهد ب?د. ثالثا زن در ص?رت طلاق مستحق كمك خرجى براى خ?راك خ?اهد ب?د...من هيچ ترديدى در مؤثر ب?دن پيشنهادات ليندزى ندارم ? اگر قان?ن آن را مى‏پذيرفت تاثير زيادى در بهب?د اخلاق مى‏كرد.»

آنچه ليندزى ? راسل آن را«ازد?اج رفاقتى‏»مى‏نامند گر چه با ازد?اج م?قت اسلامى اندك فرقى دارد اما حكايت مى‏كند كه متفكرانى مانند ليندزى ? راسل به اين نكته پى‏برده‏اند كه تنها ازد?اج دائم ? عادى ?افى به همه احتياجات اجتماع نيست.

مشخصات قان?ن ازد?اج م?قت ? ضر?رت ?ج?د آن ? عدم كفايت ازد?اج دائم به تنهايى براى رفع احتياجات بشرى بالاخص در عصر حاضر،م?رد بررسى قرار گرفت.اكن?ن مى‏خ?اهيم به اصطلاح آن طرف سكه را مطالعه كنيم،ببينيم ازد?اج م?قت چه زيانهايى ممكن است در بر داشته باشد.مقدمتا مى‏خ?اهم مطلبى را تذكر دهم:

در ميان تمام م?ض?عات ? مسائل ? زمينه‏هاى اظهار نظر كه براى بشر ?ج?د داشته ? دارد،هيچ م?ض?ع ? زمينه‏اى به اندازه بحث در تاريخ عل?م ? عقايد ? سنن ? رس?م ? آداب بشرى گنگ ? پيچيده نيست ? به همين جهت در هيچ م?ض?عى بشر به اندازه اين م?ض?عات يا?ه نبافته است ? اتفاقا در هيچ م?ض?عى هم به اندازه اين م?ض?عات شه?ت اظهار نظر نداشته است.

از باب مثال اگر كسى اطلاعاتى در فلسفه ? عرفان ? تص?ف ? كلام اسلامى داشته باشد ? آنگاه پاره‏اى از ن?شته‏هاى امر?ز را-كه غالبا اقتباس از خارجيها ? يا عين گفته‏هاى آنهاست-خ?انده باشد،مى‏فهمد كه من چه مى‏گ?يم.مثل اين است كه مستشرقين ? اتباع ? اذنابشان براى اظهار نظر در اين گ?نه مسائل همه چيز را لازم مى‏دانند مگر اينكه خ?د آن مسائل را عميقا بفهمند ? بشناسند.

مثلا در اطراف مساله‏اى كه در عرفان اسلامى به نام‏«?حدت ?ج?د»معر?ف است چه حرفها كه زده نشده است!فقط جاى يك چيز خالى است ? آن اينكه ?حدت ?ج?د چيست ? قهرمانان آن در عرفان اسلامى از قبيل محيى الدين عربى ? صدر المتالهين شيرازى چه تص?رى از ?حدت ?ج?د داشته‏اند؟

من ?قتى كه برخى اظهار نظرهاى مندرج در چند شماره مجله زن ر?ز را درباره نكاح منقطع خ?اندم بى‏اختيار به ياد مساله ?حدت ?ج?د افتادم;ديدم همه حرفها به ميان آمده است جز همان چيزى كه ر?ح اين قان?ن را تشكيل مى‏دهد ? منظ?ر قان?نگذار ب?ده است.

البته اين قان?ن چ?ن يك‏«ميراث شرقى‏»است اين اندازه م?رد بى‏مهرى است ? اگر يك‏«تحفه غربى‏»ب?د اين ط?ر نب?د.قطعا اگر اين قان?ن از مغرب زمين آمده ب?د امر?ز كنفرانسها ? سمينارها داده مى‏ش?د كه منحصر كردن ازد?اج به ازد?اج دائم با شرايط نيمه د?م قرن بيستم تطبيق نمى‏كند،نسل امر?ز زير بار اينهمه قي?د ازد?اج دائم نمى‏ر?د،نسل امر?ز مى‏خ?اهد آزاد باشد ? آزاد زندگى كند ? جز زير بار ازد?اج آزاد كه همه قي?د ? حد?دش را شخصا انتخاب ? اختيار كرده باشد نمى‏ر?د...

? به همين دليل اكن?ن كه اين زمزمه از غرب بلند شده ? كسانى امثال برتراند راسل مساله‏اى تحت عن?ان‏«ازد?اج رفاقتى‏»پيشنهاد مى‏كنند،پيش بينى مى‏ش?د كه بيش از آن اندازه كه اسلام خ?استه استقبال ش?د ? ازد?اج دائم را پشت‏سر بگذارد ? ما در آينده مجب?ر بش?يم از ازد?اج دائم دفاع ? تبليغ كنيم.


7- معايب ? مفاسدى نكاح منقطع ? مسئله تعداد ز?جات1.پايه ازد?اج بايد بر د?ام باشد.ز?جين از ا?ل كه پيمان زناش?يى مى‏بندند بايد خ?د را براى هميشه متعلق به يكديگر بدانند ? تص?ر جدايى در مخيله آنها خط?ر نكند. عليهذا ازد?اج م?قت نمى‏ت?اند پيمان است?ارى ميان ز?جين باشد.
اينكه پايه ازد?اج بايد بر د?ام باشد،بسيار مطلب درستى است ?لى اين ايراد ?قتى ?ارد است كه بخ?اهيم ازد?اج م?قت را جانشين ازد?اج دائم كنيم ? ازد?اج دائم را منس?خ نماييم.

بد?ن شك هنگامى كه طرفين قادر به ازد?اج دائم هستند ? اطمينان كامل نسبت‏به يكديگر پيدا كرده‏اند ? تصميم دارند براى هميشه متعلق به يكديگر باشند پيمان ازد?اج دائم مى‏بندند.

ازد?اج م?قت از آن جهت تشريع شده است كه ازد?اج دائم به تنهايى قادر نب?ده است كه در همه شرايط ? اح?ال رفع احتياجات بشر را بكند ? انحصار به ازد?اج دائم مستلزم اين ب?ده است كه افراد يا به رهبانيت م?قت مكلف گردند ? يا در ?رطه كم?نيسم جنسى غرق ش?ند.بديهى است كه هيچ پسر يا دخترى آنجا كه برايش زمينه يك زناش?يى دائم ? هميشگى فراهم است‏خ?د را با يك امر م?قتى سرگرم نمى‏كند.

2.ازد?اج م?قت از طرف زنان ? دختران ايرانى-كه شيعه مذهب مى‏باشنداستقبال نشده است ? آن را ن?عى تحقير براى خ?د دانسته‏اند.پس افكار عم?مى خ?د مردم شيعه نيز آن را طرد مى‏كند.

ج?اب اين است كه ا?لا منف?ريت متعه در ميان زنان م?ل?د س?ء استفاده‏هايى است كه مردان ه?سران در اين زمينه كرده‏اند ? قان?ن بايد جل? آنها را بگيرد ? ما درباره اين س?ء استفاده‏ها بحث‏خ?اهيم كرد.ثانيا انتظار اينكه ازد?اج م?قت‏به اندازه ازد?اج دائم استقبال ش?د-در ص?رتى كه فلسفه ازد?اج م?قت عدم آمادگى يا عدم امكان طرفين يا يك طرف براى ازد?اج دائم است-انتظار بيجا ? غلطى است.

3.نكاح منقطع بر خلاف حيثيت ? احترام زن است،زيرا ن?عى كرايه دادن آدم ? ج?از شرعى آدم فر?شى است;خلاف حيثيت انسانى زن است كه در مقابل ?جهى كه از مردى مى‏گيرد ?ج?د خ?د را در اختيار ا? قرار دهد.

اين ايراد از همه عجيب‏تر است.ا?لا ازد?اج م?قت‏با مشخصاتى كه در مقاله پيش گفتيم،چه ربطى به اجاره ? كرايه دارد ? آيا محد?ديت مدت ازد?اج م?جب مى‏ش?د كه از ص?رت ازد?اج خارج ? شكل اجاره ? كرايه به خ?د بگيرد؟آيا چ?ن حتما بايد مهر معين ? قطعى داشته باشد كرايه ? اجاره است؟كه اگر بد?ن مهر ب?د ? مرد چيزى نثار زن نكرد،زن حيثيت انسانى خ?د را باز يافته است؟ما درباره مساله مهر جداگانه بحث‏خ?اهيم كرد.

از قضا فقها تصريح كرده‏اند ? قان?ن مدنى نيز بر همان اساس م?اد خ?د را تنظيم كرده است كه ازد?اج م?قت ? ازد?اج دائم از لحاظ ماهيت قرارداد هيچ گ?نه تفا?تى با هم ندارند ? نبايد داشته باشند;هر د? ازد?اجند ? هر د? بايد با الفاظ مخص?ص ازد?اج ص?رت بگيرند ? اگر نكاح منقطع را با صيغه‏هاى مخص?ص اجاره ? كرايه بخ?انند باطل است.

ثانيا از كى ? چه تاريخى كرايه آدم منس?خ شده است؟تمام خياطها ? باربرها، تمام پزشكها ? كارشناسها،تمام كارمندان د?لت از نخست ?زير گرفته تا كارمند د?ن رتبه،تمام كارگران كارخانه‏ها آدمهاى كرايه‏اى هستند.

ثالثا زنى كه به اختيار ? اراده خ?د با مرد بخص?صى عقد ازد?اج م?قت مى‏بندد آدم كرايه‏اى نيست ? كارى بر خلاف حيثيت ? شرافت انسانى نكرده است.اگر مى‏خ?اهيد زن كرايه‏اى را بشناسيد،اگر مى‏خ?اهيد بردگى زن را ببينيد،به ار?پا ? امريكا سفر كنيد ? سرى به كمپانيهاى فيلمبردارى بزنيد تا ببينيد زن كرايه‏اى يعنى چه. ببينيد چگ?نه كمپانيهاى مزب?ر،حركات زن،?ستهاى زن،اط?ار زنانه زن،هنرهاى جنسى زن را به معرض فر?ش مى‏گذارند.بليطهايى كه شما براى سينماها ? تئاترها مى‏خريد،در حقيقت اجاره بهاى زنهاى كرايه‏اى را مى‏پردازيد.ببينيد در آنجا زن بدبخت‏براى اينكه پ?لى بگيرد تن به چه كارهايى مى‏دهد.مدتها تحت نظر متخصصان كار آزم?ده ? شريف!بايد رم?ز تحريكات جنسى را بيام?زد،بدن ? ر?ح ? شخصيت‏خ?د را در اختيار يك مؤسسه پ?ل درآ?رى قرار دهد براى اينكه مشتريان بيشترى براى آن مؤسسه پيدا كند.

سرى به كاباره‏ها ? هتلها بزنيد،ببينيد زن چه شرافتى به دست آ?رده است ? براى اينكه مزد ناچيزى بگيرد ? جيب فلان پ?لدار را پرتر كند چگ?نه بايد همه حيثيت ? شرافت‏خ?د را در اختيار مهمانان قرار دهد.

زن كرايه‏اى آن مانكنها هستند كه اجير ? مزد?ر فر?شندگيهاى بزرگ مى‏ش?ند ? شرف ? عزت خ?د را ?سيله پيشرفت ? ت?سعه حرص ? آز آنها قرار مى‏دهند.

زن كرايه‏اى آن زنى است كه براى جلب مشترى براى يك مؤسسه اقتصادى،با هزاران اط?ار-كه اغلب آنها تصنعى ? به خاطر انجام ?ظيفه مزد?رى است-ر?ى صفحه تل?يزي?ن ظاهر مى‏ش?د ? به نفع يك كالاى تجارتى تبليغ مى‏كند.

كيست كه نداند امر?ز در مغرب زمين،زيبايى زن،جاذبه جنسى زن،آ?از زن، هنر ? ابتكار زن،ر?ح ? بدن زن ? بالاخره شخصيت زن ?سيله حقير ? ناچيزى در دمت‏سرمايه‏دارى ار?پا ? امريكاست؟? متاسفانه شما-دانسته يا ندانسته-زن شريف ? نجيب ايرانى را به س?ى اينچنين اسارتى مى‏كشانيد.من نمى‏دانم چرا اگر زنى با شرايط آزاد با يك مرد به ط?ر م?قت ازد?اج كند زن كرايه‏اى محس?ب مى‏ش?د،اما اگر زنى در يك عر?سى يا شب نشينى در مقابل چشمان حريص هزار مرد ? براى ارضاء تمايلات جنسى آنها حنجره خ?د را پاره كند ? هزار ? يك ن?ع معلق بزند تا مزد معينى دريافت دارد زن كرايه‏اى محس?ب نمى‏ش?د.

آيا اسلام كه جل? مردان را از اين گ?نه بهره‏بردارى‏ها از زن گرفته است ? خ?د زن را به اين اسارت آگاه ? ا? را از تن دادن به آن ? ارتزاق از آن منع كرده است،مقام زن را پايين آ?رده است‏يا ار?پاى نيمه د?م قرن بيستم؟

اگر ر?زى زن به درستى آگاه ? بيدار ش?د ? دامهايى كه مرد قرن بيستم در سر راه ا? گذاشته ? مخفى كرده بشناسد،عليه تمام اين فريبها قيام خ?اهد كرد ? آن ?قت تصديق خ?اهد كرد يگانه پناهگاه ? حامى جدى ? راستگ?ى ا? قرآن است،? البته چنين ر?زى د?ر نيست.

مجله زن ر?ز در شماره‏87 صفحه 8 رپرتا?ى از زنى به نام مرضيه ? مردى به نام رضا تحت عن?ان‏«زن كرايه‏اى‏»تهيه كرده است ? بدبختى زن بيچاره‏اى را شرح داده است.

اين داستان طبق اظهارات رضا از خ?استگارى زن آغاز شده،يعنى براى ا?لين بار از فرم?ل‏«چهل پيشنهاد»پير?ى شده است ? زن به خ?استگارى مرد رفته است. بديهى است داستانى كه از خ?استگارى زن از مرد آغاز گردد،پايانى بهتر از آن نمى‏ت?اند داشته باشد.

اما طبق اظهارات مرضيه مردى ه?سران ? قسى القلب،زنى را به عن?ان اينكه مى‏خ?اهد ا? را ز?جه دائم خ?د قرار دهد ? از ا? ? فرزندان ا? حمايت ? سرپرستى كند اغفال كرده ? بد?ن آنكه زن بدبخت‏خ?استه باشد،ا? را به نام اينكه صيغه كرده است م?رد كامج?يى ? سپس بى‏اعتنايى قرار داده است.

اگر اين اظهارات صحيح باشد،عقدى است‏باطل.مردى قسى،زنى بى خبر ? بى اطلاع از قان?ن شرعى ? عرفى را م?رد تجا?ز قرار داده ? بايد مجازات ش?د.

قبل از اينكه امثال رضاها مجازات ش?ند،بايد تربيت‏ش?ند ? قبل از آن كه رضاها مجازات يا تربيت‏ش?ند بايد مرضيه‏ها آگاهانيده ش?ند.

جنايتى كه از قسا?ت مردى ? بى‏خبرى ? غفلت زنى سرچشمه گرفته است،چه ربطى به قان?ن دارد كه مجله زن ر?ز قيافه حق به جانب به رضا مى‏دهد ? بعد نيز تيغ خ?د را مت?جه قان?ن مى‏كند؟آيا اگر قان?ن ازد?اج م?قت نمى‏ب?د،رضاى قسى القلب مرضيه غافل ? بى‏خبر را آرام مى‏گذاشت؟

چرا از زير بار تربيت ? آگاهانيدن زن ? مرد شانه خالى مى‏كنيد،حق?ق ? ?ظايف شرعى زن ? مرد را كتمان مى‏كنيد ? زنان بيچاره را اغفال كرده يگانه قان?ن حامى ? راستگ?ى زن را دشمن ا? معرفى مى‏كنيد ? با دست‏خ?د ا? مى‏خ?اهيد يگانه پناهگاه ا? را بك?بيد؟

نكاح منقطع چ?ن به هر حال ن?عى اجازه تعدد ز?جات است ? تعدد ز?جات محك?م است، پس نكاح منقطع محك?م است.

راجع به اينكه نكاح منقطع براى چه گ?نه افرادى تشريع شده،در دنباله همين مبحث ? راجع به خ?د تعدد ز?جات به يارى خدا جداگانه ? مفصل بحث‏خ?اهيم كرد.

8- سرن?شت فرزندان در ازد?اج م?قت

نكاح منقطع از نظر اينكه د?ام ندارد،آشيانه نامناسبى براى ك?دكانى است كه بعدا به ?ج?د مى‏آيند.لازمه نكاح منقطع اين است كه فرزندان آينده،بى سرپرست ? از حمايت پدرى مهربان ? مادرى دلگرم به خانه ? آشيانه محر?م بمانند.

اين ايراد ايرادى است كه مجله زن ر?ز بسيار ر?ى آن تكيه كرده است،?لى با ت?ضيحاتى كه داديم گمان نمى‏كنم جاى بحث ? ايرادى باشد.

گفتيم كه يكى از تفا?تهاى ازد?اج م?قت ? ازد?اج دائم مرب?ط به ت?ليد نسل است.در ازد?اج دائم هيچ يك از ز?جين بد?ن جلب رضايت ديگرى نمى‏ت?اند از زير بار تناسل شانه خالى كند،بر خلاف ازد?اج م?قت كه هر د? طرف آزادند.در ازد?اج م?قت،زن نبايد مانع استمتاع مرد بش?د ?لى مى‏ت?اند بد?ن آنكه لطمه‏اى به استمتاع مرد ?ارد آيد مانع حاملگى خ?د بش?د ? اين م?ض?ع با ?سايل ضد آبستنى امر?ز كاملا حل شده است.

عليهذا اگر ز?جين در ازد?اج م?قت مايل باشند ت?ليد فرزند كنند ? مسؤ?ليت نگهدارى ? تربيت فرزند آتيه را بپذيرند،ت?ليد فرزند مى‏كنند.بديهى است كه از نظر عاطفه طبيعى فرقى ميان فرزند ز?جه دائم با ز?جه م?قت نيست ? اگر فرضا پدر يا مادر از ?ظيفه خ?د امتناع كند قان?ن آنها را مكلف ? مجب?ر مى‏كند،همان گ?نه كه در ص?رت ?ق?ع طلاق قان?ن بايد دخالت كند ? مانع ضايع شدن حق?ق فرزندان گردد،? اگر مايل نباشند كه ت?ليد فرزند نمايند ? هدفشان از ازد?اج م?قت فقط تسكين غريزه است از به ?ج?د آمدن فرزند جل?گيرى مى‏كنند.

همچنانكه مى‏دانيم كليسا جل?گيرى از آبستنى را امر نامشر?ع مى‏داند ?لى از نظر اسلام اگر ز?جين از ا?ل مانع پيدايش فرزند بش?ند مانعى ندارد اما اگر نطفه منعقد شد ? هسته ا?لى تك?ين فرزند به ?ج?د آمد،اسلام به هيچ ?جه اجازه معد?م كردن آن را نمى‏دهد.

اينكه فقهاى شيعه مى‏گ?يند هدف ازد?اج دائم ت?ليد نسل است ? هدف ازد?اج م?قت استمتاع ? تسكين غريزه است،همين منظ?ر را بيان مى‏كنند.


9- ازد?اج م?قت ? مساله حرمسرا

يكى از س??ه‏هايى كه مغرب زمين عليه مشرق زمين در دست دارد ? به رخ ا? مى‏كشد ? برايش فيلمها ? نمايشنامه‏ها تهيه كرده ? مى‏كند،مساله تشكيل حرمسراست كه متاسفانه در تاريخ مشرق زمين نم?نه‏هاى زيادى مى‏ت?ان از آن يافت.

زندگى برخى از خلفا ? سلاطين مشرق زمين،نم?نه كاملى از اين ماجرا به شمار مى‏ر?د ? حرمسرا سازى مظهر اتم ? اكمل ه?سرانى ? ه?ا پرستى يك مرد شرقى قلمداد مى‏گردد.

مى‏گ?يند مجاز شمردن ازد?اج م?قت مسا?ى است‏با مجاز دانستن تشكيل حرمسرا كه نقطه ضعف ? مايه سرافكندگى مشرق زمين در برابر مغرب زمين است، بلكه مسا?ى است‏با مجاز شمردن ه?سرانى ? ه?اپرستى كه به هر شكل ? هر ص?رت باشد منافى اخلاق ? پيشرفت ? عامل سق?ط ? تباهى است.

عين اين مطلب درباره تعدد ز?جات گفته شده است.ج?از تعدد ز?جات را به عن?ان ج?از تشكيل حرمسرا تفسير كرده‏اند.

ما درباره تعدد ز?جات جداگانه بحث‏خ?اهيم كرد ? اكن?ن بحث‏خ?د را اختصاص مى‏دهيم به ازد?اج م?قت.

اين مساله را از د? جهت‏بايد بررسى كرد:يكى از اين نظر كه عامل تشكيل حرمسرا از جنبه اجتماعى چه ب?ده است؟آيا قان?ن ازد?اج م?قت در تشكيل حرمسراهاى مشرق زمين تاثيرى داشته است‏يا نه؟

د?م اينكه آيا منظ?ر از تشريع قان?ن ازد?اج م?قت اين ب?ده است كه ضمنا ?سيله ه?سرانى ? حرمسراسازى براى عده‏اى از مردان فراهم گردد يا نه؟

10- علل اجتماعى حرمسراسازى

اما بخش ا?ل.پيدايش حرمسرا معل?ل دست‏به دست دادن د? عامل است:

ا?لين عامل حرمسراسازى تق?ا ? عفاف زن است;يعنى شرايط اخلاقى ? اجتماعى محيط بايد ط?رى باشد كه به زنان اجازه ندهد در حالى كه با مرد بخص?صى رابطه جنسى دارند با مردان ديگر نيز ارتباط داشته باشند.در اين شرايط مرد ه?سران عياش متمكن چاره خ?د را منحصر مى‏بيند كه گر?هى از زنان را نزد خ?د گرد آ?رده حرمسرايى تشكيل دهد.

بديهى است كه اگر شرايط اخلاقى ? اجتماعى،عفاف ? تق?ا را بر زن لازم نشمارد ? زن رايگان ? آسان خ?د را در اختيار هر مردى قرار دهد ? مردان بت?انند هر لحظه با هر زنى ه?سرانى كنند ? ?سيله ه?سرانى همه جا ? هر ?قت ? در هر شرايطى فراهم باشد، هرگز اين گ?نه مردان زحمت تشكيل حرمسراهايى عريض ? ط?يل با هزينه هنگفت ? تشكيلات ?سيع به خ?د نمى‏دهند.

عامل ديگر،نب?دن عدالت اجتماعى است.هنگامى كه عدالت اجتماعى برقرار نباشد، يكى غرق دريا دريا نعمت ? ديگرى گرفتار كشتى كشتى فقر ? افلاس ? بيچارگى باشد، گر?ه زيادى از مردان از تشكيل عائله ? داشتن همسر محر?م مى‏مانند ? عدد زنان مجرد افزايش مى‏يابد ? زمينه براى حرمسراسازى فراهم مى‏گردد.

اگر عدالت اجتماعى برقرار ? ?سيله تشكيل عائله ? انتخاب همسر براى همه فراهم باشد،قهرا هر زنى به مرد معينى اختصاص پيدا مى‏كند ? زمينه عياشى ? ه?سرانى ? حرمسراسازى منتفى مى‏گردد.

مگر عده زنان چقدر از مردان زيادتر است كه با ?ج?د اينكه همه مردان بالغ از داشتن همسر برخ?ردار باشند،باز هم براى هر مردى ? لا اقل براى هر مرد متمكن ? پ?لدارى امكان تشكيل حرمسرا باقى بماند؟

عادت تاريخ اين است كه سرگذشت‏حرمسراهاى دربارهاى خلفا ? سلاطين را نشان دهد، عيشها ? عشرتهاى آنها را م? به م? شرح دهد اما از ت?ضيح ? تشريح محر?ميتها ? ناكاميها ? حسرتها ? آرز? به گ?ر رفتن‏هاى آنان كه در پاى قصر آنها جان داده‏اند ? شرايط اجتماعى به آنها اجازه انتخاب همسر نمى‏داده است‏سك?ت نمايد. ده‏ها ? صدها زنانى كه در حرمسراها بسر مى‏برده‏اند،در ?اقع حق طبيعى يك عده محر?م ? بيچاره ب?ده‏اند كه تا آخر عمر مجرد زيسته‏اند.

مسلما اگر اين د? عامل معد?م گردد;يعنى عفاف ? تق?ا براى زن امر لازم شمرده ش?د ? كاميابى جنسى جز در كادر ازد?اج(اعم از دائم يا م?قت)ناممكن گردد ? از طرف ديگر ناهم?اريهاى اقتصادى،اجتماعى از ميان بر?د ? براى همه افراد بالغ امكان استفاده از طبيعى‏ترين حق بشرى يعنى حق تاهل فراهم گردد،تشكيل حرمسرا امرى محال ? ممتنع خ?اهد ب?د.

يك نگاه مختصر به تاريخ نشان مى‏دهد كه قان?ن ازد?اج م?قت ك?چكترين تاثيرى در تشكيل حرمسرا نداشته است.خلفاى عباسى ? سلاطين عثمانى كه بيش از همه به اين عن?ان شهرت دارند،هيچ كدام پير? مذهب شيعه نب?ده‏اند كه از قان?ن ازد?اج م?قت استفاده كرده باشند.

سلاطين شيعه مذهب با آنكه مى‏ت?انسته‏اند اين قان?ن را بهانه كار قرار دهند، هرگز به پايه خلفاى عباسى ? سلاطين عثمانى نرسيده‏اند.اين خ?د مى‏رساند كه اين ماجرا معل?ل ا?ضاع خاص اجتماعى ديگر است.

11- آيا تشريع ازد?اج م?قت‏براى تامين ه?سرانى است؟

اما بخش د?م.در هر چيزى اگر بش?د ترديد كرد،در اين جهت نمى‏ت?ان ترديد كرد كه اديان آسمانى عم?ما بر ضد ه?سرانى ? ه?ا پرستى قيام كرده‏اند،تا آنجا كه در ميان پير?ان غالب اديان ترك ه?سرانى ? ه?ا پرستى به ص?رت تحمل رياضتهاى شاقه درآمده است.

يكى از اص?ل ?اضح ? مسلم اسلام مبارزه با ه?ا پرستى است.قرآن كريم ه?اپرستى را در رديف بت پرستى قرار داده است.در اسلام آدم‏«ذ?اق‏»يعنى كسى كه هدفش اين است كه زنان گ?ناگ?ن را م?رد كامج?يى ?«چشش‏»قرار دهد،ملع?ن ? مبغ?ض خدا?ند معرفى شده است.ما آنجا كه راجع به طلاق بحث مى‏كنيم مدارك اسلامى اين مطلب را نقل خ?اهيم كرد.

امتياز اسلام از برخى شرايع ديگر به اين است كه رياضت ? رهبانيت را مرد?د مى‏شمارد،نه اينكه ه?اپرستى را جايز ? مباح مى‏داند.از نظر اسلام تمام غرايز(اعم از جنسى ? غيره)بايد در حد?د اقتضاء ? احتياج طبيعت اشباع ? ارضاء گردد.اما اسلام اجازه نمى‏دهد كه انسان آتش غرايز را دامن بزند ? آنها را به شكل يك عطش پايان ناپذير ر?حى درآ?رد.از اين ر? اگر چيزى رنگ ه?ا پرستى يا ظلم ? بى‏عدالتى به خ?د بگيرد،كافى است كه بدانيم مطابق منظ?ر اسلام نيست.

جاى ترديد نيست كه هدف مقنن قان?ن ازد?اج م?قت اين نب?ده است كه ?سيله عياشى ? حرمسراسازى براى مردم ه?ا پرست ? ?سيله بدبختى ? دربدرى براى يك زن ? يك عده ك?دك فراهم سازد.

تش?يق ? ترغيب فرا?انى كه از طرف ائمه دين به امر ازد?اج م?قت‏شده است، فلسفه خاصى دارد كه عن قريب ت?ضيح خ?اهم داد.

12- حرمسرا در دنياى امر?ز

اكن?ن ببينيم دنياى امر?ز با تشكيل حرمسرا چه كرده است.دنياى امر?ز رسم حرمسرا را منس?خ كرده است.دنياى امر?ز حرمسرادارى را كارى ناپسند مى‏داند ? عامل ?ج?د آن را از ميان برده است.اما كدام عامل؟آيا عامل ناهم?اريهاى اجتماعى را از ميان برده است ? در نتيجه همه ج?انان ر? به ازد?اج آ?رده‏اند ? از اين راه زمينه حرمسراسازى را از ميان برده است؟

خير،كار ديگرى كرده است;با عامل ا?ل يعنى عفاف ? تق?اى زن مبارزه كرده ? بزرگترين خدمت را از اين راه به جنس مرد انجام داده است.تق?ا ? عفاف زن به همان نسبت كه به زن ارزش مى‏دهد ? ا? را عزيز ? گرانبها مى‏كند،براى مرد مانع شمرده مى‏ش?د.

دنياى امر?ز كارى كرده است كه مرد عياش اين قرن نيازى به تشكيل حرمسرا با آنهمه خرج ? زحمت ندارد.براى مرد اين قرن از بركت تمدن غرب همه جا حرمسراست. مرد اين قرن براى خ?د لازم نمى‏داند كه به اندازه هار?ن الرشيد ? فضل بن يحيى برمكى پ?ل ? قدرت داشته باشد تا به اندازه آنها جنس زن را در ن?عهاى مختلف ? رنگهاى مختلف م?رد بهره‏بردارى قرار دهد.

براى مرد اين قرن،داشتن يك ات?مبيل س?ارى ? ماهى د? سه هزار ت?مان در آمد كافى است تا آنچنان ?سيله عياشى ? بهره بردارى از جنس زن را فراهم كند كه هار?ن الرشيد هم در خ?اب نديده است.هتلها ? رست?رانها ? كافه‏ها از پيشتر آمادگى خ?د را به جاى حرمسرا براى مرد اين قرن اعلام كرده‏اند.

ج?انى مانند عادل ك?ت?الى در اين قرن با كمال صراحت ادعا مى‏كند كه در آن ?احد بيست ? د? معش?قه در شكلها ? قيافه‏هاى مختلف داشته است.چه از اين بهتر براى مرد اين قرن!مرد اين قرن از بركت تمدن غربى چيزى از حرمسرادارى جز مخارج هنگفت ? زحمت ? دردسر از دست نداده است.

اگر قهرمان‏«هزار ? يك شب‏»سر از خاك بردارد ? امكانات ?سيع عيش ? عشرت ? ارزانى ? رايگانى زن امر?ز را ببيند،به هيچ ?جه حاضر به تشكيل حرمسرا با آنهمه خرج ? زحمت نخ?اهد شد،? از مردم مغرب زمين كه ا? را از زحمت‏حرمسرادارى معاف كرده‏اند تشكر خ?اهد كرد ? بى‏درنگ اعلام خ?اهد كرد تعدد ز?جات ? ازد?اج م?قت ملغى،زيرا اينها براى مردان در برابر زنان تكليف ? مسؤ?ليت ايجاد مى‏كند.

اگر بپرسيد برنده اين بازى دير?ز ? امر?ز معل?م شد،پس بازنده كيست؟ متاسفانه بايد بگ?يم آن كه هم دير?ز ? هم امر?ز بازى را باخته است،آن م?ج?د خ?ش با?ر ? ساده‏دلى است كه به نام جنس زن معر?ف است.

13- منع خليفه از ازد?اج م?قت

ازد?اج م?قت از مختصات فقه جعفرى است;ساير رشته‏هاى فقهى اسلامى آن را مجاز نمى‏شمارند.من به هيچ ?جه مايل نيستم ?ارد نزاع اسلام بر انداز شيعه ? سنى بش?م. در اينجا فقط اشاره مختصرى به تاريخچه اين مساله مى‏كنم.

مسلمانان اتفاق ? اجماع دارند كه در صدر اسلام ازد?اج م?قت مجاز ب?ده است ? رس?ل اكرم در برخى از سفرها كه مسلمانان از همسران خ?د د?ر مى‏افتادند ? در ناراحتى بسر مى‏بردند،به آنها اجازه ازد?اج م?قت مى‏داده است.? همچنين م?رد اتفاق مسلمانان است كه خليفه د?م در زمان خلافت‏خ?د نكاح منقطع را تحريم كرد. خليفه د?م در عبارت معر?ف ? مشه?ر خ?د چنين گفت:«د? چيز در زمان پيغمبر ر?ا ب?د، من امر?ز آنها را ممن?ع اعلام مى‏كنم ? مرتكب آنها را مجازات مى‏نمايم:متعه زنها ? متعه حج‏».

گر?هى از اهل تسنن عقيده دارند كه نكاح منقطع را پيغمبر اكرم خ?دش در ا?اخر عمر ممن?ع كرده ب?د ? منع خليفه در ?اقع اعلام ممن?عيت آن از طرف پيغمبر اكرم ب?ده است.?لى چنانكه مى‏دانيم عبارتى كه از خ?د خليفه رسيده است،خلاف اين مطلب را بيان مى‏كند.

ت?جيه صحيح اين مطلب همان است كه علامه كاشف الغطاء بيان كرده‏اند.خليفه از آن جهت‏به خ?د حق داد اين م?ض?ع را قدغن كند كه تص?ر مى‏كرد اين مساله داخل در ح?زه اختيارات ?لى امر مسلمين است;هر حاكم ? ?لى امرى مى‏ت?اند از اختيارات خ?د به حسب مقتضاى عصر ? زمان در اين گ?نه ام?ر استفاده كند.

به عبارت ديگر،نهى خليفه نهى سياسى ب?د نه نهى شرعى ? قان?نى.طبق آنچه از تاريخ استفاده مى‏ش?د،خليفه در د?ره زعامت،نگرانى خ?د را از پراكنده شدن صحابه در اقطار كش?ر تازه ?سعت‏يافته اسلامى ? اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمى‏كرد; تا زنده ب?د مانع پراكنده شدن آنها از مدينه ب?د;به طريق ا?لى از امتزاج خ?نى آنها با تازه مسلمانان قبل از آن كه تربيت اسلامى عميقا در آنها اثر كند ناراضى ب?د ? آن را خطرى براى نسل آينده به شمار مى‏آ?رد،? بديهى است كه اين علت امر م?قتى بيش نب?د.? علت اينكه مسلمين آن?قت زير بار اين تحريم خليفه رفتند اين ب?د كه فرمان خليفه را به عن?ان يك مصلحت‏سياسى ? م?قتى تلقى كردند نه به عن?ان يك قان?ن دائم،? الا ممكن نب?د خليفه ?قت‏بگ?يد پيغمبر چنان دست?ر داده است ? من چنين دست?ر مى‏دهم ? مردم هم سخن ا? را بپذيرند.

?لى بعدها در اثر جريانات بخص?صى‏«سيره‏»خلفاى پيشين،بالاخص د? خليفه ا?ل،يك برنامه ثابت تلقى شد ? كار تعصب به آنجا كشيد كه شكل يك قان?ن اصلى به خ?د گرفت. لهذا ايرادى كه در اينجا بر برادران اهل سنت ما ?ارد است‏بيش از آن است كه بر خ?د خليفه ?ارد است.خليفه به عن?ان يك نهى سياسى ? م?قت-نظير تحريم تنباك? در قرن ما-نكاح منقطع را تحريم كرد،ديگران نمى‏بايست‏به آن شكل ابديت‏بدهند.

بديهى است كه نظريه علامه كاشف الغطاء ناظر بدين نيست كه آيا دخالت‏خليفه از اصل صحيح ب?د يا نب?د،? هم ناظر بدين نيست كه آيا مساله ازد?اج م?قت جزء مسائلى است كه ?لى شرعى مسلمين مى‏ت?اند ? ل? براى مدت م?قت قدغن كند يا نه، بلكه صرفا ناظر بدين جهت است كه آنچه در آغاز ص?رت گرفت‏با اين نام ? اين عن?ان ب?د ? به همين جهت م?اجه با عكس العمل مخالف از طرف عم?م مسلمين نگرديد.

به هر حال نف?ذ ? شخصيت‏خليفه ? تعصب مردم در پير?ى از سيرت ? ر?ش كش?ردارى ا? سبب شد كه اين قان?ن در محاق نسيان ? فرام?شى قرار گيرد ? اين سنت كه مكمل ازد?اج دائم است ? تعطيل آن ناراحتيها به ?ج?د مى‏آ?رد،براى هميشه متر?ك بماند.

اينجا ب?د كه ائمه اطهار-كه پاسداران دين مبين هستند-به خاطر اينكه اين سنت اسلامى متر?ك ? فرام?ش نش?د آن را ترغيب ? تش?يق فرا?ان كردند.امام جعفر صادق عليه السلام مى‏فرم?د:يكى از م?ض?عاتى كه من هرگز در بيان آن تقيه نخ?اهم كرد م?ض?ع متعه است.

? اينجا ب?د كه يك مصلحت ? حكمت ثان?ى با حكمت ا?لى تشريع نكاح منقطع ت?ام شد ? آن ك?شش در احياء يك‏«سنت متر?كه‏»است.به نظر اين بنده آنجا كه ائمه اطهار مردان زندار را از اين كار منع كرده‏اند به اعتبار حكمت ا?لى اين قان?ن است، خ?استه‏اند بگ?يند اين قان?ن براى مردانى كه احتياجى ندارند ?ضع نشده است، همچنانكه امام كاظم عليه السلام به على بن يقطين فرم?د:

«ت? را با نكاح متعه چه كار ? حال آنكه خدا?ند ت? را از آن بى‏نياز كرده است.»

? به ديگرى فرم?د:

«اين كار براى كسى ر?است كه خدا?ند ا? را با داشتن همسرى از اين كار بى‏نياز نكرده است.? اما كسى كه داراى همسر است،فقط هنگامى مى‏ت?اند دست‏به اين كار بزند كه دسترسى به همسر خ?د نداشته باشد.»

? اما آنجا كه عم?م افراد را ترغيب ? تش?يق كرده‏اند،به خاطر حكمت ثان?ى آن يعنى‏«احياء سنت متر?كه‏»ب?ده است زيرا تنها ترغيب ? تش?يق نيازمندان براى احياء اين سنت متر?كه كافى نب?ده است.

اين مطلب را به ط?ر ?ض?ح از اخبار ? ر?ايات شيعه مى‏ت?ان استفاده كرد.

به هر حال آنچه مسلم است اين است كه هرگز منظ?ر ? مقص?د قان?نگذار ا?ل از ?ضع ? تشريع اين قان?ن ? منظ?ر ائمه اطهار از ترغيب ? تش?يق به آن اين نب?ده است كه ?سيله ه?سرانى ? ه?ا پرستى ? حرمسرا سازى براى حي?ان صفتان ? يا ?سيله بيچارگى براى عده‏اى زنان اغفال شده ? فرزندان بى‏سرپرست فراهم كنند.

14- حديثى از على عليه السلام

آقاى مهد?ى ن?يسنده‏«چهل پيشنهاد»در شماره‏87 مجله زن ر?ز مى‏ن?يسد:

«در كتاب الاح?ال الشخصيه تاليف شيخ محمد اب? زهره از امير المؤمنين نقل شده است: لا اعلم احدا تمتع ? ه? محصن الا رجمته بالحجارة.»

آقاى مهد?ى اين عبارت را اينچنين ترجمه كرده‏اند:

«هر گاه بدانم شخص نا اهلى متعه كرده است،حد زناى محصن را بر ا? جارى ساخته ? سنگسارش خ?اهم كرد.»

ا?لا اگر بناست ما در مقابل گفتار امير المؤمنين عليه السلام تسليم باشيم، چرا اينهمه ر?اياتى كه از آن حضرت در كتب شيعه ? غير شيعه در باب متعه ر?ايت‏شده كنار بگذاريم ? به اين يك ر?ايت كه ناقل آن يكى از علماى اهل تسنن است ? سند معل?مى ندارد بچسبيم؟

از سخنان بسيار پر ارزش امير المؤمنين اين است كه:

«اگر عمر سبقت نمى‏جست ? متعه را تحريم نمى‏كرد،احدى جز افرادى كه سرشتشان منحرف است زنا نمى‏كرد».

يعنى اگر متعه تحريم نشده ب?د،هيچ كس از نظر غريزه اجبار به زنا پيدا نمى‏كرد;تنها كسانى مرتكب اين عمل مى‏شدند كه هم?اره عمل خلاف قان?ن را بر عمل قان?نى ترجيح مى‏دهند.

ثانيا معنى عبارت بالا اين است:«هر گاه بدانم شخص زندارى متعه كرده است،ا? را سنگسار مى‏كنم‏».من نمى‏دانم چرا آقاى مهد?ى كلمه‏«محصن‏»را كه به معنى مرد زندار است‏«نا اهل‏»ترجمه كرده‏اند.

عليهذا مقص?د ر?ايت اين است كه افراد زندار حق ندارند نكاح منقطع كنند.? اگر مقص?د اين ب?د كه هيچ كس حق ندارد متعه بگيرد،قيد«? ه? محصن‏»لغ? ب?د.

پس اين ر?ايت،اگر اصلى داشته باشد،آن نظر را تاييد مى‏كند كه مى‏گ?يد: «قان?ن متعه براى مردمان نيازمند به زن يعنى افراد مجرد يا افرادى كه همسرانشان نزدشان نيستند تشريع شده است‏».پس اين ر?ايت دليل بر ج?از ازد?اج م?قت است نه دليل بر حرمت آن.


15- انتقادات

ن?يسنده‏«چهل پيشنهاد»در شماره‏87 مجله زن ر?ز نكاح منقطع را م?رد نقد قرار داده است.

ا?لا مى‏گ?يد:

«م?ض?ع قان?ن نكاح يا ازد?اج منقطع ط?رى ناراحت كننده است كه حتى ن?يسندگان قان?ن ازد?اج نت?انسته‏اند در خص?ص آن شرح ? تفصيل بدهند.مثل اينكه از كار خ?دشان ناراضى ب?ده‏اند كه فقط براى حفظ ظاهر،به م?جب م?اد 1075،1076،1077 الفاظ ? عباراتى سرهم بندى كرده گذشته‏اند.

تنظيم كنندگان م?اد قان?نى مرب?ط به نكاح منقطع(متعه)ط?رى از كار خ?دشان ناراضى ب?ده‏اند كه اساسا عقد مزب?ر را تعريف نكرده‏اند ? تشريفات ? شرايط آن را ت?ضيح نداده‏اند...»

سپس آقاى ن?يسنده خ?دشان اين نقص قان?ن مدنى را جبران مى‏كنند ? نكاح منقطع را تعريف مى‏كنند ? مى‏گ?يند:

«نكاح مزب?ر عبارت است از اينكه زن مجرد در برابر اخذ اجرت ? دستمزد معين ? مشخص در مدت ? زمانى معل?م ? معين ? ل? چند ساعت ? يا چند دقيقه خ?دش را براى قضاى شه?ت ? تمتع ? اجراى اعمال جنسى در اختيار مرد مى‏گذارد.»

آنگاه مى‏گ?يند:

«براى ايجاب ? قب?ل عقد نكاح مزب?ر در كتب فقه شيعه الفاظ عربى مخص?ص ذكر شده است كه قان?ن مدنى به آنها اشاره ? ت?جه نكرده ? مثل اينكه از نظر قان?نگذار به هر لفظى كه دلالت‏بر مقص?د بالا(يعنى مفه?م اجاره ? دستمزد گرفتن)نمايد ? ل? غير عربى هم باشد ?اقع مى‏ش?د».

از نظر آقاى ن?يسنده:

الف.قان?ن مدنى نكاح منقطع را تعريف نكرده ? شرايط آن را ت?ضيح نداده است.

ب.ماهيت نكاح منقطع اين است كه زن خ?د را در مقابل دستمزد معينى به مردى اجاره مى‏دهد.

ج.از نظر قان?ن مدنى هر لفظى كه دلالت‏بر مفه?م م?رد اجاره ?اقع شدن زن بكند،براى ايجاب ? قب?ل نكاح منقطع كافى است.

من از آقاى ن?يسنده دع?ت مى‏كنم يك بار ديگر قان?ن مدنى را مطال
      موضوع: قانون و خانواده       نويسنده: nima       تعداد بازديد: [2697]      

ارسال نظر
 
 
How to Suggest a Site | Company Info | Copyright Policy | Terms of Service | Jobs | Advertise with Us
Copyright 2005-2007 www.4ir.ir . All rights reserved. Design By : N.SHaDoW