طلاق ، ? تقسيم غنائم (2)
در مقاله ي پيش خ?انديم که …
ماده 1118 قان?ني مدني ايران ناظر به استقلالي مالي زن از ش?هر است. اين ماده چنين مي گ?يد: «زن مستقلاً مي ت?اند در دارايي خ?د هر تصرفي را که مي خ?اهد بکند» بنابراين در حق?ق ايران دارايي ز?جين، جنبه اشتراکي ندارد ? ام?ال هر يک از زن ? مرد مستقل ? جدا از ام?ال ? دارايي هاي ديگري است. ا? مي ت?اند در دارايي خ?د- به هر شکلي که باشد- به ط?ر آزادانه تصرف نمايد ? هرگ?نه انتقال، هبه ? ... نسبت به آن انجام دهد. اما در مقابل اين ر?يم استقلال مالي، ر?يم اشتراک مالي زن ? ش?هر در حق?ق ار?پايي ?ج?د دارد.

شرط انتقال تا نصف دارايي ر?يم اشتراک مالي ز?جين در حق?ق غربي را به ذهن متبادر مي نمايد چرا که با اعمال شرط مزب?ر آن دسته از ام?ال ? دارايي هاي ش?هر به زن انتقال داده مي ش?د که در زمان برقراري ارتباط زناش?يي بين آنان به دست آمده باشد ? اين امر با ر?يم اشتراک ام?ال در ار?پا بسيار شباهت دارد.


در حق?ق ايران زن حتي بعد از ازد?اج از استقلال مالي کامل برخ?ردار است. همه مال منق?ل ? غيرمنق?ل که دارد متعلق به خ?د ا?ست ? هرگاه بخ?اهد مي ت?اند هرگ?نه عمل ? اقدام حق?قي نسبت به آن انجام دهد. علا?ه بر اين، زن در حق?ق ايران مستحق نفقه است ? مرد بايد در هر ص?رت نفقه زن را بدهد (مگر در ص?رت نش?ز) ? آنچه زن در اثر فعاليت خارج از منزل به دست مي آ?رد جز? دارايي شخصي ا?ست که ز?ج حقي نسبت به آن ندارد ? ثر?ث زن، ش?هر را از پرداخت نفقه معاف نمي کند. ضمناً زن مي ت?اند مبلغي را که مرد تحت عن?ان مهر يا کابين براي اثبات راستي عشق مرد به زن، متعهد مي ش?د، از ا? بگيرد.
در حق?ق ايران ر?يم اشتراک دارايي بين زن ? ش?هر ديده نمي ش?د. بنابراين آنچه در قباله هاي ازد?اج تحت عن?ان «شرط انتقال تا نصف دارايي» آ?رده مي ش?د امري غيرمعم?ل ? ناهماهنگ با حق?ق ماست، هر چند که از نظر حمايت از حق?ق زنان به د?ر از فايده نخ?اهد ب?د ? گامي هر چند ک?چک در راه تأمين هر چه بيشتر حق?ق زنان تلقي مي ش?د.


ايرادات اجتماعي به شرط انتقال تا نصف دارايي
درج شرط انتقال تا نصف دارايي در قباله هاي ازد?اج که نشان از جهت دهي مسئ?لين ذيربط به طرفين ، ? اجبار ضمني ش?هر به پذيرش اين تعهد دارد. در اکثر قريب به اتفاق م?ارد، ش?هر را به امري برخلاف ميل ? رضاي باطني خ?د متعهد مي نمايد. چرا که کمتر ش?هري است که در هنگام ازد?اج ? بستن عقد زناش?يي شرط يا شر?ط مزب?ر را به دقت م?رد بررسي ? مطالعه قرار دهد ? کمتر کسي است که پس از مطالعه براي حفظ شأن ? آبر?ي خ?د ? براي حفظ آرامش مجلس عقد، از امضاي شر?ط مزب?ر خ?دداري ?رزد. با قب?ل شرط مزب?ر ش?هر متعهد به امري مي ش?د که در ص?رت طلاق، اجراي آن با ت?جه به ديگر تعهدات قان?ني ا? در برابر زن بسيار مشکل مي گردد.

دليل مطلب بالا، اين است که ش?هر بايد نفقه زن ? فرزندانش را بپردازد ? همان ط?ر که مي دانيم ميزان ? مبلغ نفقه ? هزينه هاي جاري خان?اده هاي امر?زي با سطح زندگي ? هزينه هاي جاري قديم تفا?ت دارد ? اين تفا?ت بسيار چشمگير ? در برخي م?ارد حيران کننده است. با ت?جه به بالا رفتن سطح زندگي ? تغيير نگرش زنان نسبت به نيازهاي ضر?ري، بسياري از هزينه هايي که در گذشته به عن?ان نياز ثان?يه به شمار مي آمد، امر?زه به عن?ان نياز ا?ليه ? جز? نفقه زن شمرده مي ش?د. ? با در نظر داشتن کمب?د درآمد قشر عظيمي از جامعه (به ?ي?ه جامعه کارگري ? کارمندي) تأمين نيازهاي ر?زمره خان?اده امري مشکل ? گاه محال مي نمايد ? ش?هراني هستند که به دليل عدم ت?انايي در تأمين اين نيازها اقدام به طلاق همسر يا ترک منزل مي نمايند.

اما تعهد ش?هر تنها به م?رد ف?ق خلاصه نمي ش?د. ش?هر در زمان نکاح، تعهدي سنگين بر د?ش خ?د نهاده است. تعهدي که تا آخر عمر شايد ت?ان پرداخت آن را به زن نداشته باشد. مهرهاي سنگيني که امر?زه در قباله ها ن?شته مي ش?د ? ش?هر را مکلف به پرداخت 500 يا 1000 سکه بهار آزادي مي نمايد تعهدي سنگين ? در بيشتر م?ارد غير قابل اجرا بر د?ش مرد مي گذارد که پس از تأمين هزينه هاي زندگي، هر آنچه پس انداز کند بايد براي پرداخت مهر زن به کناري نهد. لذا با عنايت به تعهد ش?هر نسبت به نفقه ? تعهد ا? در م?رد پرداخت مهرهاي سنگين امر?زي مي ت?ان گفت هر آنچه ش?هر در ط?ل زندگي با تلاش به دست آ?رده، عم?ماً از نفقه ? مهر زن فز?ني ندارد ? لذا گنجاندن شرط ، امري بيه?ده ب?ده ? غير معق?ل ? نامتناسب با حق?ق ما به شمار مي ر?د. آنچه در حق?ق ار?پايي به عن?ان ر?يم مالي مشترک به ?ج?د آمده است متناسب با حق?ق ? ديگر مقررات ? ?ضعيت زندگي ? فرهنگ آنها مي باشد. آنها چيزي به عن?ان مهر ندارد. نفقه خان?اده تنها بر ز?ج تحميل نمي ش?د هر د? مشغ?ل کار هستند ? آنچه از نفقه ? هزينه هاي خان?اده اضافه آمد پس از طلاق بالمناصفه (نصف نصف) قسمت مي کنند.


نتيجه گيري
شرط انتقال تا نصف دارايي مبني بر ض?ابط دقيق ، ر?شن نيست ? تا حدي جنبه تحميلي دارد که عم?ماً بد?ن رضايت ?اقعي مرد ? با اجبار متعهد مي ش?د . ?لي به هر ص?رت بايد به اجراي شرط مزب?ر با دقت کامل را مبذ?ل داشت ? در صد?ر رأي نيز، بايد شرايط اجتماعي را در نظر گرفت ? با ت?جه به مجم?عه مصالح م?ج?د به اجراي آن پرداخت ?لي تا حد امکان بايد هدف اصلي شرط مزب?ر، يعني تأمين حق?ق زنان ? حمايت از آنها را در نظر گرفته ? م?رد ت?جه قرار گيرد.


منابع :
1

- محمد دهقاني نقندر، پايان نامه حق?ق زن پس از طلاق، دانشکده حق?ق ? عل?م سياسي- دانشگاه تهران، زمستان 76
2- دکتر سيد حسين صفايي، مجله حق?ق ? اجتماع، شماره 4،

ن?يسنده عليرضا فايضي مهابادي


2- دکتر سيد حسين صفايي، مجله حق?ق ? اجتماع، شماره 4،

ن?يسنده عليرضا فايضي مهابادي
      موضوع: قانون و خانواده       نويسنده: nima       تعداد بازديد: [250]      

ارسال نظر
 
 
How to Suggest a Site | Company Info | Copyright Policy | Terms of Service | Jobs | Advertise with Us
Copyright 2005-2007 www.4ir.ir . All rights reserved. Design By : N.SHaDoW