زندگاني سيبي است...
يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد جاذبه زمين را کشف کرد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد فکر کرد که چقدر بدشانس است ? آن جا را براي هميشه ترک کرد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد آن سيب را نقاشي کرد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد مرد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد سيب را با لذت خ?رد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد ت?شه اي از علم سيب بر ذهن گذاشت ? عصاره اي شفابخش ساخت براي اثبات ت?انگري خ?يش در آن چه مردم معجزه ي طب مي ناميدند.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد گفت: اين سيب ت?طئه خصمانه دشمنان من است ? رفت تا انتقام بگيرد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد با تنها رمقي که از فرط گرسنگي در دستانش جاري ب?د، سيب را در جيب نهاد براي ر?ز مبادا!

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد سفري کرد به دل ذرات نهان سيب تا فلسفه ي جهان را در آگاهي از پي?ند ذرات آن بيابد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد رفت تا سخ?ت درخت را با د?ستانش تقسيم کند.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد گفت: من هم مثل ت? از ريشه ? خان?اده ام ?امانده ام ? آن يگانه سيب، همدم يک عصرگاه آن مرد تنها شد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد سيب را خاک کرد تا نگاه بدبينانه ديگران طر?ت سيب را پڿمرده نکند.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? ? انديشيد که چه دنياي کينه ت?زي که حتي درخت را به جنگ با آدمي برمي انگيزد ? آن درخت را قطع کرد.

يه ر?ز يه سيب از ر?ي درخت افتاد ر?ي سر يه مرد، ? آن مرد شعري درباره يک سيب ن?شت: زندگي يک سيب است، گاز بايد زد با پ?ست...
      موضوع: دانستني هاي زندگي       نويسنده: nima       تعداد بازديد: [203]      

ارسال نظر
 
 
How to Suggest a Site | Company Info | Copyright Policy | Terms of Service | Jobs | Advertise with Us
Copyright 2005-2007 www.4ir.ir . All rights reserved. Design By : N.SHaDoW